برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

Mungo

/ˈməŋɡoʊ/ /ˈməŋɡəʊ/

آشغال پشم (که از آن پارچه ی ارزان می بافند)، گیاهی از تیره روناسیان

واژه Mungo در جمله های نمونه

1. Before getting off the bed, Mungo scanned the books to see what reading matter Vic preferred.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه از تخت بلند شود، همه کتاب‌ها را بررسی کرد تا ببیند موضوع چیست
[ترجمه گوگل]قبل از خروج از تخت، Mungo کتاب را اسکن کرد تا ببیند چه چیزی را بخوانید ویک وی را ترجیح داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mungo reflected that he had never seen Emily so happy.
[ترجمه ترگمان]به این فکر افتاد که هرگز امیلی را این قدر خوشحال ندیده است
[ترجمه گوگل]Mungo منعکس بود که او هرگز امیلی را خیلی خوشحال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mungo imagined them shattering, burying the floor in a tidal wave of crystal.
[ترجمه ترگمان]و همه آن‌ها را خرد و خاکشیر کرده بود و کف زمین را در یک موج پر جزر و مدی دفن می‌کرد
[ترجمه گوگل]مونگو تصور می کرد که آنها را می شکند و کف را در یک موج نزولی کریستال دفن می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Before leaving the chamber, Mungo turned back to take in the scene; to fix it in his mind.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه اتاق را ...

معنی Mungo در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه Mungo به انگلیسی

mungo
• refuse produced in a wool-mill; cheap fabric, fabric made from woollen rags covered with felt

Mungo را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mungo

کلمه : mungo
املای فارسی : مونگو
اشتباه تایپی : ئعدلخ
عکس mungo : در گوگل

آیا معنی Mungo مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )