برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

Monster

/ˈmɑːnstər/ /ˈmɒnstə/

معنی: عفریت، هیولا، اعجوبه
معانی دیگر: (هر جانور یا گیاه نابهنجاری از نظر اندازه یا ساختمان یا شکل) عجیب الخلقه، ناقص الخلقه، شبست، (هر جانور خیالی که از ترکیب چند جانور مختلف تشکیل شده باشد) هیولا، غول، جانور مهیب، دیو، هر چیز مهیب و غول آسا، هر چیز غول پیکر، ژنده، آدم زشت سیرت، آدم نابکار، عظیم، غول آسا، پیل پیکر، غول پیکر، بسیار بزرگ، ستهم، شگرف، عظیم الجثه

واژه Monster در جمله های نمونه

1. a monster apple
سیب گنده و بدترکیب

2. a monster of a forest fire which is threatening our village
آتش سوزی سهمناکی که دهکده‌ی ما را تهدید می کند

3. the monster had two long ears and a single central eye
غول،دو گوش دراز و تنها یک چشم در وسط داشت.

4. a sea monster
هیولای دریایی

5. the construction of another monster skyscraper
ساختمان یک آسمان‌خراش غول‌پیکر دیگر

6. this man is the monster who killed my father!
این مرد همان دیو سیرتی است که پدرم را کشت‌!

7. the shiny black back of monster whales
پشت درخشان و براق نهنگ‌های عظیم

8. During the 1980s monster publishing houses started to swallow up smaller companies.
[ترجمه ترگمان]در طول دهه ۱۹۸۰، چاپخانه‌ها شروع به قورت دادن شرکت‌های کوچک کردند
[ترجمه گوگل]در طول دهه 1980 چاپخانه های هیولا شروع به فروختن شرکت های کوچکتر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Story of the Loch Ness Monster has attracted many tourists to the area.
[ترجمه ترگمان]داستان هیولای آبی \"لاک نس\" گردشگران ...

مترادف Monster

عفریت (اسم)
devil , demon , fiend , deuce , monster , dickens , shaitan
هیولا (اسم)
monster , monstrosity
اعجوبه (اسم)
wonder , prodigy , monster

معنی عبارات مرتبط با Monster به فارسی

(جانور شناسی) بزمجه ی هیلا (از تیره ی heloderma suspectum که دم کلفت و فلس های دانه مانند دارد - بومی صحراهای جنوب غربی اتازونی و مکزیک)، سوسمار قوی هیکل و بزرگ

معنی Monster در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] عجیب الخلقه موجود زنده ای با اختلالات ساختاری و فرمی فراوان که نسبت به هم نوعان نرمال خود کاملاً متفاوت شده است.
[علوم دامی] جنین هیولا ؛ جنینی که بیش از اندازه بزرک باشد .

معنی کلمه Monster به انگلیسی

monster
• large ugly creature; frightening legendary beast often having body shapes of different creatures (centaur, satyr, etc.); misshapen or deformed plant or animal; cruel person (informal); large form of something
• a monster is a large imaginary creature that is very frightening.
• monster means extremely large.
green eyed monster
• jealousy, envy
loch ness monster
• strange creature which according to legend has been seen in the waters of scotland (1933)
pms monster
• (slang) woman during her monthly period

Monster را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farinaz
هیولا
Ros
خیلی بزرگ هم میشه
ایدا
کسی که جسه بزرگی دارد
حسن امامی
هیولا
Xtxgx
هیولا ی بزرگ
unco
خارق العاده هم میشه
Vampire
روانی یا هیولا ی خطرناک
...
عفریت-هیولا-اعجوبه-غول-غول آسا-غول پیکر
ناشناس
نام یکی از آهنگ های اکسو
محمد ضیایی
هیولا
مهسا
بی احساس بی عاطفه
بی رحم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی monster
کلمه : monster
املای فارسی : مانستر
اشتباه تایپی : ئخدسفثق
عکس monster : در گوگل

آیا معنی Monster مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )