برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1430 100 1

Money making


پول گرد کن، پول بهم زدن، پول جمع کنی، پول بهم زنی

معنی کلمه Money making به انگلیسی

money making asset
• profitable property, possession which earns money

Money making را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اردوان
پول ساز
🐾 مهدی صباغ
Adjective :
درآمدزا
پول ساز
سودآور
Profitable
Beneficial

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی money making
کلمه : money making
املای فارسی : مانی میکینگ
اشتباه تایپی : ئخدثغ ئشنهدل
عکس money making : در گوگل

آیا معنی Money making مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )