برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1398 100 1

Modeling

/ˈmɑdəlɪŋ/ /ˈmɒdlɪŋ/

معنی: طراحی، گچ بری، مدل سازی
معانی دیگر: مدلسازى، سرمشق گیرى کامپیوتر : نمونه سازى روانشناسى : سرمشق دهى

واژه Modeling در جمله های نمونه

1. She's modeling Donna Karan's fall collection.
[ترجمه ترگمان]او مجموعه سقوط Donna را مدلسازی می‌کند
[ترجمه گوگل]او مدل پاییز مجموعه Donna Karan را مدل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In applications for statistical or topological modeling, for example, inputs could be frequencies, spatial locations, and so on.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، در کاربردها برای مدلسازی آماری یا توپولوژیکی، ورودی‌ها می‌تواند فرکانس‌های، مکان فضایی، و غیره باشد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، در برنامه های کاربردی برای مدل سازی آماری یا توپولوژیکی، ورودی می تواند فرکانس ها، مکان های مکانی و غیره باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As president of a modeling agency, Page Parkes follows the cutting edge.
[ترجمه ترگمان]به عنوان رئیس یک آژانس مدل‌سازی، صفحه Parkes از لبه برش تبعیت می‌کند
[ترجمه گوگل]به عنوان رئیس یک سازمان مدل سازی، صفحه پارک ها به دنبال لبه برش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fukushima describes the relationship between modeling neural networks and neurophysiology as one resembling that between theoretical physics and e ...

مترادف Modeling

طراحی (اسم)
architectonics , designing , sketching , modeling , drafting , modelling
گچ بری (اسم)
fillet , filet , modeling , modelling , tore
مدل سازی (اسم)
modeling , modelling

معنی Modeling در دیکشنری تخصصی

modeling
[کامپیوتر] نمونه سازی ، مدلسازی .
[ریاضیات] مدل بندی، مدل سازی، نمونه سازی، قالب سازی
[پلیمر] مدلسازی
[آمار] مدل بندی
[آب و خاک] مدلسازی
[برق و الکترونیک] مدل سازی رفتاری
[زمین شناسی] فرآیندی که به کمک آن مدلهای کارتوگرافیک ایجاد می شوند.
[آب و خاک] مدلسازی اقلیمی
[آب و خاک] مدلسازی کامپیوتری
[زمین شناسی] مدلسازی توزیعی
[آب و خاک] مدلسازی توزیعی
[آب و خاک] مدلسازی فرجام
[آب و خاک] مدلسازی هیدرولوژیکی بزرگ مقیاس
[آمار] مدل بندی کردن متغیّر پنهان
[آب و خاک] مدل عددی
[آمار] مدل بندی احتمالاتی

معنی کلمه Modeling به انگلیسی

modeling
• forming, fashioning; act of displaying or posing (for fashion, art, etc.) (also modelling)
modeling agency
• agency in charge of finding new faces and placing models in jobs
modeling clay
• soft and moldable material that does not harden used for modeling sculptures
aero modeling
• designing and construction of flying-models; hobby of building and flying model planes

Modeling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

طیب محمدی
مدل کردن-مدل سازی-مدل بندی
حسن فاطمی منش
ترسیم سازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی modeling
کلمه : modeling
املای فارسی : مدلینگ
اشتباه تایپی : ئخیثمهدل
عکس modeling : در گوگل

آیا معنی Modeling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )