برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

Minimalist

/ˈmɪnəməˌlɪst/ /ˈmɪnɪməlɪst/

کسیکه خرسنداست، باینکه تقاضاهایش برآورده شود

واژه Minimalist در جمله های نمونه

1. The two de-signers settled upon a minimalist approach.
[ترجمه ترگمان]این دو امضاکنندگان در یک رویکرد مینیمالیستی به کار گرفته شدند
[ترجمه گوگل]دو نماینده مجاهدانه بر رویکرد مینیمالیستی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The set for the ballet is minimalist - three white walls and a chair.
[ترجمه الهه] سه تادیوار سفید و یک صندلی حداقل چیزا هایی است که برای انجام رقص باله به ان ها نیاز هست
|
[ترجمه ترگمان]مجموعه برای باله وجود دارد - سه دیوار سفید و یک صندلی
[ترجمه گوگل]مجموعه ای برای باله حداقل است - سه دیوار سفید و یک صندلی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The interior is spare, almost minimalist.
[ترجمه ترگمان]داخل ساختمان خالی است، تقریبا minimalist
[ترجمه گوگل]داخلی بیرونی، تقریبا مینیمالیستی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Minimalist به انگلیسی

minimalist
• person that is satisfied with little; advocate of of minimalism
• minimalist art, music, or ideas attempt to show things in as simple and uncomplicated way as possible.

Minimalist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن نوکاریزی
حداقل خواه، بسنده خواه، بسنده طلب
عاطفه .موسوی
به کم راضی
افشین حاجی طرخانی
ساده گرا. (نوعی سبک در انواع طراحی و دکوراسیون)
محسن قنادیان
کم توقع
علی اصغر سلحشور
کمینه گرا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی minimalist

کلمه : minimalist
املای فارسی : مینیملیست
اشتباه تایپی : ئهدهئشمهسف
عکس minimalist : در گوگل

آیا معنی Minimalist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )