برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1411 100 1

Means

/ˈmiːnz/ /miːnz/

معنی: چاره
معانی دیگر: وسیله، راه، شیوه، روش، طریق، منابع (طبیعی یا اقتصادی و غیره)، ثروت، مکنت، دارایی، وسائل، توانائی، استطاعت، مال، در آمد

بررسی کلمه Means

اسم جمع ( plural noun )
عبارات: by all means, by any means, by means of, by no means
(1) تعریف: (used with a sing. verb) a method, way, or agency used to reach a goal or accomplish something.
مترادف: agency, instrumentality, method
مشابه: agent, approach, expedient, instrument, measure, medium, mode, path, process, purse, resource, scheme, tool, way

- Practice is the best means of gaining mastery.
[ترجمه ترگمان] تمرین بهترین راه برای کسب مهارت است
[ترجمه گوگل] تمرین بهترین روش برای به دست آوردن تسلط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (used with a pl. verb) wealth, riches, or economic resources.
مترادف: money, resources, riches, wealth, wherewithal
مشابه: affluence, capital, cash, circumstance, competence, dough, funds, pocketbook, provision, substance

- His means were shrinking daily.
[ترجمه مراد] دارایی او هر روز کاهش می یابد|
[ترجمه ترگمان] وسایل او هر روز منقبض می‌شد
[ترجمه گوگل] معنی او هر روز کاهش می یابد
...

واژه Means در جمله های نمونه

1. means of transportation
وسایط نقلیه،ترابرگان

2. means to an end
روش رسیدن به هدف مطلوب

3. by means of repetition
از طریق تکرار

4. different means of transit
وسایل گوناگون ترابری

5. he means to go
او مصمم به رفتن است.

6. he means well
نیت او پاک است.

7. love means a lot to a child
محبت برای کودک بسیار مهم است.

8. money means little to him
پول برای او اهمیت زیادی ندارد.

9. this means war
این به معنی جنگ است.

10. by means of
توسط،به وسیله‌ی،از راه

11. by political means
از طرق سیاسی

12. red light means "stop"
چراغ قرمز یعنی ((ایست)).

13. the fastest means of travel
تندترین وسیله‌ی سفر

14. by all means
حتما،البته،مسلما،هر جور که شده،از هر طریق

15. by any means
...

مترادف Means

چاره (اسم)
alternative , remedy , recourse , means , makeshift , pis aller

معنی عبارات مرتبط با Means به فارسی

وسایل فراهم نیست
وسیله رسیدن بمقصود
(امریکا) سنجش استطاعت مالی (برای کسانی که درخواست خانه ی ارزان قیمت یا کمک هزینه و غیره را دارند)
روش رسیدن به هدف مطلوب
آدم دارایا با استطاعت
البته، حتما، هرطور که شده، به هرطریق
حتما، البته، مسلما، هر جور که شده، از هر طریق، با تمام وسائل، هر طور باشد، بهمه حال، بهر قیمت که باشد
تصادفا، اتفاقا، 1- اصلا، به هیچ وجه 2- به هر صورت، به هر طریق
1- اصلا، به هیچ وجه 2- به هر صورت، به هر طریق، از هر راهی، هر طور که شده
کمیسیون مالی که وسائل ومنابع برای فراهم کردن وجوه پیدامی کند
وسیله بارکشی یاحمل ونقل
روش ها و منابع تحت اختیار شخص یا موسسه و غیره، راه و چاه، طرق و وسایل انجام چیزی، تامین معاش

معنی Means در دیکشنری تخصصی

means
[حقوق] وسایل، اسباب، منابع، طرق قانونگذاری، از قبیل طرح لایحه یا مراجعه به آراء عمومی، وسیله امرار معاش
[ریاضیات] وسطین تناسب
[کامپیوتر] نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتها از نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
[ریاضیات] به این معنی است که
[آمار] گروه بندی میانگینهای نرمال
[ریاضیات] یعنی
[آمار] میانگینهای الگودار
[آمار] جداسازی میانگینها
[آمار] آزمون برای میانگینهای پیراسته و وینزوریده

معنی کلمه Means به انگلیسی

means
• method, way, medium; resources, funds
means of communication
• way to communicate, resource that facilitates communication
means of payment
• form of payment (i.e. check, cash, etc.)
means of protection
• action or object which helps in self-defense
means of subsistence
• way of surviving, way of keeping alive
means of transport
• method of traveling from place to place (i.e. car, bus, etc.)
means test
• a means test is a test in which your income is assessed in order to see if you are eligible for certain state grants or benefits. if your income is above a certain amount, you are not eligible.
means tested
• a grant or benefit that is means-tested varies in amount depending on a means test.
means to
• has it in his mind to, intends to, is destined to
means to an end
• way to achieve a goal
according to his means
• in proportion to his financial resources, in correspondence with his income
aim justifies the means
• for accomplishing a task all is permissible, all means are permitted
beyond his means
• beyond what he is able to achieve, beyond his ability
by all means
• surely, of course, certainly, you bet
by fair or foul means
• with the aid of honest or dishonest measures
by no means
• under no condition, in ...

Means را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

yeganeh
نشانه یک چیزی بودن
هستی
وسیله
يار دلواري
به معنای☺️❤️👌🏻👏🏻
That means you're going to surprise me
یعنی قراره منو سورپرایزم کنی
(جونمی جون)Jooney me joon
nima
سرعت
By means of
محدثه فرومدی
ابزار، اسباب، آلات، ادات
التن قاسمپور
راه،روش،وسیله،چاره،راه حل
آراز فرشباف
tool ابزار
equipment
الی
روش _راه
دارایی
Ali Shahedi
وسیله, طریقه, طریق, راه, شیوه, روش,پول, ثروت, دارایی, مال, امکانات مالی, استطاعت, وسع, درامد
زهره
از جمله
امیری
میانگین
سعید
با استفاده از

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی means
کلمه : means
املای فارسی : مینس
اشتباه تایپی : ئثشدس
عکس means : در گوگل

آیا معنی Means مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )