lyricism

/ˈlɪrəˌsɪzəm//ˈlɪrɪsɪzm/

معنی: غزل سرایی، پیروی از سبک اشعار بزمی
معانی دیگر: ویژگی غنایی شعر، خوش آهنگی، خوش الحانی، سبک غنایی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: lyric style or character; songlike form.
مشابه: poetry

(2) تعریف: a strong, spontaneous outpouring of subjective feeling; enthusiasm; exuberance.

جمله های نمونه

1. shelley's lyricism
ویژگی غنایی شعر شلی

2. Her novel is shot through with a haunting lyricism.
[ترجمه گوگل]رمان او با تغزلی غم انگیز به تصویر کشیده شده است
[ترجمه ترگمان]رمان او با یک شاعرانه فراموش نشدنی، مورد اصابت گلوله قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She played the concerto with passionate lyricism.
[ترجمه گوگل]کنسرتو را با غزلی پرشور نواخت
[ترجمه ترگمان]او فقط یک قطعه موسیقی را با احساسات شاعرانه اجرا می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The lyricism of Tennyson's poetry is magnificent.
[ترجمه گوگل]غزلیات شعر تنیسون باشکوه است
[ترجمه ترگمان]شاعرانه شعر تنیسون عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Beckett's playing is all quicksilver and lyricism with an often sardonic edge.
[ترجمه گوگل]نوازندگی بکت تماماً نقره‌ای و غزل‌آلود با لبه‌ای اغلب طعنه‌آمیز است
[ترجمه ترگمان]بازی بکت همه اش quicksilver و شاعرانه است که اغلب اوقات شوخی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Despite its subject, Menzel adopts an apparently incongruous lyricism and humanity, and a delicate and underplayed comedy.
[ترجمه گوگل]منزل علیرغم موضوعش، از غزل و انسانیت ظاهراً نامتجانس و کمدی ظریف و کم بازی استفاده می کند
[ترجمه ترگمان]با وجود این موضوع، Menzel یک کمدی ظاهرا نامناسب و انسانی، و یک کمدی ظریف و underplayed را می پذیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Surman's highly charged lyricism adds a vital extra dimension.
[ترجمه گوگل]غزلیات بسیار پربار سورمن یک بعد حیاتی اضافه می کند
[ترجمه ترگمان]Surman highly یک بعد اضافی حیاتی اضافه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Biscoe is a saxophone virtuoso of great lyricism, passion, stamina, and considerable versatility.
[ترجمه گوگل]بیسکو یک هنرپیشه ساکسیفون با غزل، شور، استقامت و تطبیق پذیری قابل توجه است
[ترجمه ترگمان]Biscoe یک نوازنده saxophone از lyricism عالی، شور و اشتیاق، بنیه و تنوع قابل توجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is a film whose grace and lyricism have earned it the status of classic: something of real greatness.
[ترجمه گوگل]این فیلمی است که ظرافت و غزل آن جایگاه کلاسیک را به دست آورده است: چیزی با عظمت واقعی
[ترجمه ترگمان]این یک فیلم است که grace و lyricism جایگاه کلاسیک را به دست آورده است: چیزی از عظمت واقعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When the outburst comes it is very effective. The lyricism of Tennyson's poetry is magnificent.
[ترجمه گوگل]وقتی طغیان می آید بسیار موثر است غزلیات شعر تنیسون باشکوه است
[ترجمه ترگمان]وقتی این فوران خشم بیاید، خیلی موثر است شاعرانه شعر تنیسون عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Solely the balance between evidence and lyricism can allow us to achieve simultaneously emotion and lucidity.
[ترجمه گوگل]صرفاً تعادل بین شواهد و غزل می تواند به ما اجازه دهد که همزمان به احساسات و شفافیت دست یابیم
[ترجمه ترگمان]ایجاد تعادل بین مدارک و شاعرانه می توانند به ما اجازه دهند که به طور همزمان به احساسات و هوشیاری خود دست پیدا کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Unfortunately lyricism is not Robbins's strongest suit.
[ترجمه گوگل]متأسفانه غزل قوی ترین لباس رابینز نیست
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، lyricism بهترین کت و شلوار Robbins نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Yeats is famous for his lyricism,(Sentence dictionary) which comes from five sources.
[ترجمه گوگل]ییتس به خاطر غزلیاتش (فرهنگ جملات) معروف است که از پنج منبع آمده است
[ترجمه ترگمان]ییتس به خاطر شاعرانه بودن خود معروف است (فرهنگ لغت جملات)که از پنج منبع به دست می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There is no authentic lyricism without a grain of interior madness.
[ترجمه گوگل]هیچ غزل اصیلی بدون ذره ای از جنون درونی وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]بدون ذره ای از جنون، شاعرانه نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The harshness of the book's subject is softened by a certain lyricism in the writing.
[ترجمه گوگل]تند بودن موضوع کتاب با غزلیات خاصی در نگارش تلطیف می شود
[ترجمه ترگمان]خشونت موضوع کتاب با یک شاعرانه خاص در نویسندگی نرم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غزل سرایی (اسم)
lyricism

پیروی از سبک اشعار بزمی (اسم)
lyricism

به انگلیسی

• song-like quality; musicality; expression of thoughts and sentiments in poetry
lyricism is gentle and romantic emotion, often expressed in poetic writing or in music.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما