lose sleep over something


دلواپس چیزی بودن، از نگرانی (درباره ی چیزی) به خواب نرفتن

پیشنهاد کاربران

بابت چیزی نگران بودن تا حدی که خواب از سرت بپرد، بیش از حد به چیزی فکر کردن ( به طوری که آرامشت را از دست بدهی )
مثال؛
( رایج - شکل منفی برای دلداری )
It was just a small mistake. Don't lose sleep over it.
...
[مشاهده متن کامل]

فقط یک اشتباه کوچک بود. بابتش خودتو ناراحت نکن / ارزش بی خوابی نداره.
( شکل مثبت - کسی واقعاً نگران است ) :
She's been losing sleep over her son's exams.
او به خاطر امتحانات پسرش خواب از سرش پریده ( خیلی نگران است ) .
( سوالی برای سنجش اهمیت ) :
Is this really something worth losing sleep over?
آیا واقعاً این موضوع ارزش بی خوابی و نگرانی دارد؟

Lose sleep over something : Be excessively worry and concern about something
I hope you won’t lose your sleep over this issue, We’ll sort it out
Don’t need to lose your sleep over the exam , You can make it up in the next activity
( از فرط نگرانی ) از خواب و خوراک افتادن برای. . . .
آرامش خود را از دست دادن روی چیزی
It’s a practice game – I wouldn’t lose any sleep over it.
این یک بازی تمرینی است. من آرامشم را از دست نخواهم داد روی این.
برای چیزی خود رو ناراحت کردن