🔸 معادل فارسی:
• برتریِ خود را از دست دادن / کُند شدن
• از رقابت افتادن / تواناییِ قبلی را نداشتن
• کاهشِ کارایی، نفوذ، یا تأثیرگذاری در مقایسه با گذشته
🔸 مثال ها :
"After months of costly conflict and declining public support, the administration has clearly lost its edge in shaping the national security narrative. "
... [مشاهده متن کامل]
پس از ماه ها درگیریِ پرهزینه و کاهشِ حمایتِ عمومی، دولت به وضوح برتریِ خود را در شکل دهی به روایتِ امنیتِ ملی از دست داده است.
• "The company used to lead the market, but it has lost its edge to newer competitors. "
این شرکت قبلاً رهبرِ بازار بود، اما برتریِ خود را به رقبایِ جدیدتر از دست داده است.
• "After years of success, the coach worried that his team had lost its edge. "
پس از سالها موفقیت، مربی نگران بود که تیمش از رقابت افتاده است.
• "She was once the most influential journalist in the city, but she has lost her edge in recent years. "
او روزگاری تأثیرگذارترین روزنامه نگارِ شهر بود، اما در سالهایِ اخیر کُند شده و تأثیرِ گذشته را ندارد.
• برتریِ خود را از دست دادن / کُند شدن
• از رقابت افتادن / تواناییِ قبلی را نداشتن
• کاهشِ کارایی، نفوذ، یا تأثیرگذاری در مقایسه با گذشته
🔸 مثال ها :
... [مشاهده متن کامل]
پس از ماه ها درگیریِ پرهزینه و کاهشِ حمایتِ عمومی، دولت به وضوح برتریِ خود را در شکل دهی به روایتِ امنیتِ ملی از دست داده است.
این شرکت قبلاً رهبرِ بازار بود، اما برتریِ خود را به رقبایِ جدیدتر از دست داده است.
پس از سالها موفقیت، مربی نگران بود که تیمش از رقابت افتاده است.
او روزگاری تأثیرگذارترین روزنامه نگارِ شهر بود، اما در سالهایِ اخیر کُند شده و تأثیرِ گذشته را ندارد.