lose head

پیشنهاد کاربران

کنترل خود را از دست دادن
lose self - control.
to panic.
lose one's composure.
از دست دادن اراده و کنترل و خویشتن داری، یه جور حالت احساسیه که انسان به طور قطع در هنگام عاشق شدن، تجربه میکنه؛

لذا، هرکدوم از این معانی ذیل ر پیشنهاد میکنم:

از دست دادن عقل، دیوونه شدن، مجنون شدن، شیفته شدن، خرد باختن، مخبط شدن، شیدا و عاشق شدن و. . .

برای مثال، به بیت دوم این شعر توجه کنین:

You make me fly
منو به پرواز وا می داری

I’m losing my head
طوری که دارم عقلم رو از دست می دم/ من دارم دیوونه ت میشم / جوری که دارم شیفته و مجنون تو میشم /به گونه ای که دارم شیدا و عاشق تو میشم و. . .

که ملاحظه میکنین هرکدوم از معانی و ترجمه هایی که ذکر کردم، با معنی بیت دوم این شعر، جور درمیاد.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما