loose grasp on time

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ادراک ضعیف از زمان
• ( در کاربرد روانشناسی ) عدم آگاهی دقیق از گذر زمان
• ( در کاربرد روزمره ) مشکل در مدیریت یا تخمین زمان
🔸 مثال ها:
He has a loose grasp on time and is always late.
...
[مشاهده متن کامل]

او درک ضعیفی از زمان دارد و همیشه دیر می کند.
Anxiety can give you a loose grasp on time, making minutes feel like hours.
اضطراب می تواند درک شما از زمان را مختل کند و باعث شود دقیقه ها مانند ساعت ها به نظر برسند.
She had a loose grasp on time and didn’t realize two hours had passed.
او درک ضعیفی از زمان داشت و متوجه نشد که دو ساعت گذشته است.
The patient's loose grasp on time was a symptom of his condition.
عدم آگاهی دقیق از گذر زمان توسط بیمار، یکی از علائم وضعیت او بود.