🔸 معادل فارسی:
• زل زدن به فضا
• خیره شدن بدون تمرکز
• مات و مبهوت بودن
🔸 تعریف ها:
۱. ( روانشناختی – عدم تمرکز ) : نگاه خالی از فکر یا احساس که نشان دهنده غرق شدن در فکر، خستگی یا بی توجهی است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: He was looking vacant out the window, lost in thought.
به بیرون پنجره زل زده بود و غرق فکر بود.
۲. ( پزشکی – بالینی ) : حالت چشمان خالی و بی حرکت که می تواند نشانه برخی اختلالات عصبی یا روانی باشد.
مثال: The patient stared vacantly, unresponsive to questions.
بیمار با نگاهی خالی به فضا خیره شده بود و به سؤالات پاسخ نمی داد.
۳. ( محاوره ای – خستگی ) : نگاه ناشی از خستگی مفرط یا بی حوصلگی.
مثال: After working 12 hours, she just sat there looking vacant.
بعد از ۱۲ ساعت کار، فقط نشسته بود و زل زده بود به فضا.
• زل زدن به فضا
• خیره شدن بدون تمرکز
• مات و مبهوت بودن
🔸 تعریف ها:
۱. ( روانشناختی – عدم تمرکز ) : نگاه خالی از فکر یا احساس که نشان دهنده غرق شدن در فکر، خستگی یا بی توجهی است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: He was looking vacant out the window, lost in thought.
به بیرون پنجره زل زده بود و غرق فکر بود.
۲. ( پزشکی – بالینی ) : حالت چشمان خالی و بی حرکت که می تواند نشانه برخی اختلالات عصبی یا روانی باشد.
مثال: The patient stared vacantly, unresponsive to questions.
بیمار با نگاهی خالی به فضا خیره شده بود و به سؤالات پاسخ نمی داد.
۳. ( محاوره ای – خستگی ) : نگاه ناشی از خستگی مفرط یا بی حوصلگی.
مثال: After working 12 hours, she just sat there looking vacant.
بعد از ۱۲ ساعت کار، فقط نشسته بود و زل زده بود به فضا.