🔸 معادل فارسی:
• ( کاری ) به دنبال پیشرفت بودن، در صدد ارتقا برآمدن
• ( سیاسی ) به دنبال ترویج چیزی بودن، سعی در پیشبرد داشتن
• ( استراتژیک ) قصد جلو رفتن داشتن، برنامه پیشروی داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"Many young professionals look to advance their skills through online courses and certifications. "
بسیاری از متخصصان جوان به دنبال پیشرفت مهارت های خود از طریق دوره های آنلاین و گواهینامه ها هستند.
"The new trade deal looks to advance environmental protections alongside economic growth. "
توافق تجاری جدید به دنبال پیشبرد حفاظت از محیط زیست در کنار رشد اقتصادی است.
"After years as an associate, she finally looked to advance to a partner position at the law firm. "
پس از سال ها به عنوان همکار، او سرانجام به دنبال ارتقا به موقعیت شریک در آن شرکت حقوقی بود.
• ( کاری ) به دنبال پیشرفت بودن، در صدد ارتقا برآمدن
• ( سیاسی ) به دنبال ترویج چیزی بودن، سعی در پیشبرد داشتن
• ( استراتژیک ) قصد جلو رفتن داشتن، برنامه پیشروی داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بسیاری از متخصصان جوان به دنبال پیشرفت مهارت های خود از طریق دوره های آنلاین و گواهینامه ها هستند.
توافق تجاری جدید به دنبال پیشبرد حفاظت از محیط زیست در کنار رشد اقتصادی است.
پس از سال ها به عنوان همکار، او سرانجام به دنبال ارتقا به موقعیت شریک در آن شرکت حقوقی بود.