🔸 معادل فارسی: در مناطق دورتر جست وجو کردن؛ به جاهای دورتری رفتن برای پیدا کردن چیزی
مثال؛
Bears have been forced to look further afield for food this year
خرس ها به دلیل کمبود غذا در محدوده معمول خود، مجبور شده اند برای یافتن غذا از محدوده همیشگی خود دورتر شوند.
... [مشاهده متن کامل]
We had to look further afield for cheaper accommodation.
مجبور شدیم برای پیدا کردن اقامتگاه ارزان تر در مناطق دورتری جست وجو کنیم.
The company is looking further afield for new markets.
شرکت برای یافتن بازارهای جدید به مناطق دورتری چشم دوخته است.
مثال؛
خرس ها به دلیل کمبود غذا در محدوده معمول خود، مجبور شده اند برای یافتن غذا از محدوده همیشگی خود دورتر شوند.
... [مشاهده متن کامل]
مجبور شدیم برای پیدا کردن اقامتگاه ارزان تر در مناطق دورتری جست وجو کنیم.
شرکت برای یافتن بازارهای جدید به مناطق دورتری چشم دوخته است.