look for an angle

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) به دنبال زاویه نفوذ بودن، به دنبال بهانه/راه چاره گشتن
• ( در کارها ) به دنبال راه میان بر یا کلک زدن، دنبال نقطه ضعف گشتن
• سعی در یافتن راهی برای اعمال نفوذ یا کسب منفعت
...
[مشاهده متن کامل]

• رندانه به یک موقعیت نگاه کردن ( برای منفعت شخصی )
🔸 مثال ها:
"I don't trust him. He's always looking for an angle in every negotiation. "
من به او اعتماد ندارم. او همیشه در هر مذاکره ای به دنبال یک زاویه نفوذ ( راه میان بر ) است.
"The journalist is looking for a new angle on the story to make it fresh. " ( مثبت )
روزنامه نگار به دنبال یک زاویه دید جدید و تازه برای آن داستان است.
"If you want to succeed in sales, you have to learn to look for an angle – how does your product solve their specific problem?"
اگر می خواهی در فروش موفق باشی، باید یاد بگیری به دنبال زاویه نفوذ بگردی – محصول تو چطور مشکل خاص آنها را حل می کند؟