long reaching

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این صفت با Long - lasting، Far - reaching، و Wide - ranging:
• Long - lasting به معنای طولانی مدت است و بر مدت زمان تأکید دارد، نه لزوماً بر دامنه و گستردگی اثر.
• Far - reaching به معنای دوربرد است و نزدیک ترین معادل به long - reaching است؛ تقریباً هم معنا، اما far - reaching رایج تر و استانداردتر است و بیشتر در بافت های رسمی و تحلیلی به کار می رود.
...
[مشاهده متن کامل]

• Wide - ranging به معنای گسترده و متنوع است و بر تنوع و پراکندگی اثر تأکید دارد، نه لزوماً بر عمق و طولانی مدت بودن آن.
• Long - reaching اما ترکیبی از دامنه ی گسترده، عمق، و طولانی مدت بودن را می رساند و به همین دلیل در بافت های سیاسی و تحلیلی برای توصیف پیامدهای سنگین و پرمعنا بسیار مناسب است — یعنی اثری که نه فقط دیرپاست، بلکه تا دورها هم می رسد.

🔸 معادل فارسی:
• دوربرد / با اثرات گسترده و طولانی مدت
• دارای پیامدهای عمیق و دامنه دار
• با تأثیرات فراتر از انتظار
• پرمعنا و ماندگار ( در بافت منفی: پرخطر و زیان بار )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• His comments and the impact of his war in Iran could have long - reaching implications.
اظهارات او و تأثیر جنگش در ایران می تواند پیامدهای گسترده و دوربردی داشته باشد.
• The decision had long - reaching consequences for the entire region.
آن تصمیم پیامدهای دوربرد و عمیقی برای کل منطقه داشت.
• Climate change has long - reaching effects on global security.
تغییرات اقلیمی اثرات گسترده و طولانی مدتی بر امنیت جهانی دارد.