lock in a feud

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• درگیر یک دشمنیِ طولانی شدن
• در یک کینه ی تاریخی و بی پایان گرفتار شدن
• وارد یک اختلافِ حل نشدنی شدن که پایانی ندارد
🔸 مثال ها:
• "The two families have been locked in a feud for over three generations. "
...
[مشاهده متن کامل]

( این دو خانواده بیش از سه نسل است که درگیر یک دشمنیِ طولانی هستند. )
• "The political rivals are locked in a feud that has paralyzed the parliament. "
( رقیبان سیاسی در دشمنی ای گرفتار شده اند که مجلس را فلج کرده است. )
• "The neighboring tribes remain locked in a feud over water rights. "
( قبیله های همسایه هنوز درگیرِ اختلافی حل نشده بر سرِ حقوقِ آب هستند. )
• "Instead of negotiating, they locked themselves in a feud that benefited neither side. "
( به جای مذاکره، خودشان را درگیرِ دشمنی ای کردند که به نفعِ هیچ یک از دو طرف نبود. )
🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً با افعالِ "remain"، "be"، یا "get" همراه می شود و نشان دهنده ی عدمِ تواناییِ خروج از یک اختلاف است.