located

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: existing in a particular place.

- The mountains are located in the northern part of the country.
[ترجمه silver girl] کوه ها در شمالی ترین قسمت کشور قرار دارند
|
[ترجمه H.B] کوه ها در بخش شمالی کشور واقع شده اند.
|
[ترجمه پرستو شهبازی] کوه ها در قسمت شمال کشور واقع شده اند
|
[ترجمه فاطمه] کوه ها در قسمت شمالی کشور واقع شده اند
|
[ترجمه مانی] کوه ها در شمالی ترین قسمت این کشور قرار دارند
|
[ترجمه Aida] کوه ها در شمال کشو واقع شده اند
|
[ترجمه اميرحسين] کوه ها در قسمت شمال شهر واقع شده آن
|
[ترجمه ترگمان] این کوه ها در بخش شمالی کشور واقع شده اند
[ترجمه گوگل] کوه ها در قسمت شمالی کشور واقع شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. centrally located
واقع در مرکز

2. we located the source of that sound
ما سرچشمه ی آن صدا را پیدا کردیم.

3. darband is located in a mountainous area
در بند در منطقه ای کوهستانی قرار دارد.

4. gabrabad is located in the hills
گبرآباد میان تپه و ماهور واقع شده است.

5. lifeboats are located fore and aft
قایق های نجات در جلو و عقب کشتی قرار دارند.

6. surveyors have located the mine
مساحان معدن را مرزیابی کرده اند.

7. her apartment is located in a high-rise
آپارتمان او در یک ساختمان بلند قرار دارد.

8. my house is located on top of a hill
خانه ی من بر فراز تپه ای قرار دارد.

9. our office is located downtown
اداره ی ما در وسط شهر است.

10. rey's ruins are located near tehran
خرابه های ری نزدیک تهران است.

11. that university is located in the boondocks
آن دانشگاه در جای دورافتاده ای واقع شده است.

12. the house is located in the second impasse
خانه در بن بست دوم قرار دارد.

13. the station was located in a handy place
ایستگاه در محل نزدیکی قرار داشت.

14. his office is inconveniently located
اداره ی او در محل نامناسبی قرار دارد.

15. the filling station is located at the intersection of three main roads
پمپ بنزین در محل تقاطع سه راه اصلی قرار دارد.

16. ahwaz, unlike most other iranian cities, is located near a large river
برخلاف اکثرشهرهای ایران اهواز در نزدیکی یک رود بزرگ قرار دارد.

17. Early settlers located where there was water.
[ترجمه ترگمان]مهاجران اولیه که در آنجا آب وجود داشت
[ترجمه گوگل]ساکنان روستایی در آن محل بودند که آب وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. A boutique and beauty salon are conveniently located within the grounds.
[ترجمه ترگمان]یک سالن زیبایی و بوتیک به راحتی در محوطه قرار دارد
[ترجمه گوگل]یک بوتیک و سالن زیبایی به راحتی در محوطه قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The hotel is conveniently located near the airport.
[ترجمه ترگمان]هتل به راحتی در نزدیکی فرودگاه قرار دارد
[ترجمه گوگل]این هتل به راحتی در نزدیکی فرودگاه واقع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The trackers located the rhino and darted it with tranquillizing drugs.
[ترجمه ترگمان]ردیاب ها رو پیدا کرده و با مواد مخدر darted کرده
[ترجمه گوگل]ردیاب ها راینو را قرار دادند و آن را با داروهای آرامش بخشیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Your accommodation is conveniently located within walking distance of the town centre.
[ترجمه ترگمان]محل اقامت شما در فاصله پیاده مرکز شهر قرار دارد
[ترجمه گوگل]محل اقامت شما به راحتی در فاصله نزدیک از مرکز شهر واقع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Their residential building is located next to the park.
[ترجمه ترگمان]ساختمان مسکونی آن ها در کنار پارک قرار دارد
[ترجمه گوگل]ساختمان مسکونی آنها در کنار پارک واقع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• situated; placed; identified; found; existing, standing

پیشنهاد کاربران

Be in a place
مکان _جا
نظر کیان هم برای انگلیسی درسته
Be located means be in a place
قرار دارد

=situated
محلی
قرارگرفته
قرار داده شده
Be in place
واقع شده
واقع شده. . . قرار گرفته. . . جا و مکان
و اینکه نظر بچه ها هم درسته اما be in a placeدرست تره
Be in a place

واقع شده

place ( adjective )
( . v ) قرار دادن
مکان یابی کردن ، در مکانی بودن ، معلوم کردن
4. be located means be in a place . واقع شده. قرار گرفته . محلی . مکان معلوم
واقع شده
متشکرم از همه که این نظرات رو دادن خیلی کمک کرد
Be - located - means be in a place
لوکِیتِد به معنی �در محل ( مکان مشخص ) باش� می باشد.
وجود داشتن چیزی در مکانی

واقع شده
صفت
مثال my grand mother house is located near the jungle
♡� Be located means be in a place♡�
قرار داشتن. واقع شدهbe in a place
مستقر
واقع
located in the south =واقع در جنوب
به معنی قرار گرفته واقع شده
واقع شده
Be located means be in a place
Located: ( n. ) = Be located means be in a place.
کانون زبان ایران
ترم Reach3

جمله : Our home is located on Jomhori Boulevard.
be in place واقع شده در
Situated in واقع در located in مستقر در
Be in place=در محل
قرار گرفته. مکان . محل.
Be located means be in a place
معنی: قرار گرفته ، واقع شده
واقع شده در. . . .
جای. . . . را پیدا کردن
Be located means be in a place
^ واقع شده^

be in place
لایک کنین گایز👍🏻👍🏻
بودن در مکانی یا در واقع
meaning in english= Be in a place
واقع شده =meaning in persieon
واقع شده - قرار گرفته
Nepal is located between India and China : نپال بین هند و چین قرار گرفته
Iran is located in middle east, west of Asia : ایران توی خاورمیانه و آسیای غربیه
.
.
Locate یه فعله و معانیش میشن :
verb
1 [ obj] : to find the place or position of ( something or someone )
We tried to locate the border of the property.
Can you locate your town on the map?
The missing boy was located by police in the woods.
The mechanic is still trying to locate the source of the problem.
Reporters have been unable to locate the mayor for his comments.

2 a [ obj] : to put ( something or someone ) in a particular place
The company chose to locate its factory near the airport.
The guard located [=stationed, positioned] himself by the back door.
b [no obj] US : to make an area, city, etc. , your home or the place where your business operates
The company located near the airport.
His parents located in Ohio.

c ◇Something or someone that is located in a specified place is in or at that place.
The bathroom is located upstairs.
The company's factory is located [=situated] near the airport.
He was working in Chicago for many years, but he is currently located in New York.
The restaurant is conveniently located just a few minutes from my house.
be located means be in a place
Plz like
Reach 3
Canon zaban iran

thr adjective of locate
example:do you know where the house is located?
معنی فارسی :واقع شده، قرار گرفته شده
معنی انگلیسی:be located means be in a place
Reach 3 کانون زبان ایران
Sentences👇🏻
My grandparent's house is located near a forest.
❤❤❤
معنی فارسی :قرار گرفته شده
معنی انگلیسی:be located means be in a place
Reach 3 کانون زبان ایران
Sentences👇🏻
My grandparent's house is located near a forest.
❤❤❤
located ( adj ) = situated ( adj )
به معناهای: واقع شده، واقع در، قرار گرفته، جای گرفته
نصب شده، مستقر شده
placed
واقع شده_به وجود آمدن_بودن در مکانی یا جایی
واقع دَر. . .
قرار دارد
قرار گرفته
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما