lobbyist

/ˈlɑːbiəst//ˈlɒbɪɪst/

معنی: کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
معانی دیگر: (آمریکا) نماینده ی گروه فشار، همگر یا رابط میان شرکت ها و صنایع و غیره و نمایندگان کنگره، دلال سیاسی، lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: one who attempts, on behalf of a special interest group, to influence the way legislators vote.

- Lobbyists representing the mining industry sought to win the senator's support for their cause.
[ترجمه ترگمان] Lobbyists که نمایندگی صنعت معدن را بر عهده داشتند به دنبال کسب حمایت از این سناتور بودند
[ترجمه گوگل] لابی هایی که صنعت معدن را تشکیل می دهند، به دنبال حمایت از سناتور برای کسب علم بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Could you define the two terms-public relations and lobbyist respectively to our large number of readers?
[ترجمه ترگمان]آیا می توانید دو واژه - روابط عمومی و lobbyist را به ترتیب به تعداد زیادی از خوانندگان تعریف کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید دو روابط عمومی و روابط عمومی را به تعداد زیادی از خوانندگان خود تعریف کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Indeed, there are times when the lobbyist will act more out of loyalty to his network than to his client.
[ترجمه ترگمان]در واقع مواقعی وجود دارد که the بیشتر نسبت به موکلش از وفاداری به شبکه خود عمل کند
[ترجمه گوگل]در حقیقت، زمانی وجود دارد که لابی گران بیشتر از وفاداری به شبکه خود نسبت به مشتری خود عمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Terry Lierman, a wealthy businessman and lobbyist, had been considered the leading candidate among Democrats to challenge Morella next year.
[ترجمه ترگمان]تری Lierman، یک تاجر ثروتمند و lobbyist، کاندیدای پیشرو در میان دموکرات ها در نظر گرفته شده بود تا سال آینده Morella را به چالش بکشد
[ترجمه گوگل]تری لیمن، یک تاجر ثروتمند و لابیگر، نامزد پیشرو در میان دموکراتها برای مبارزه با مورهلا در سال آینده در نظر گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Like every really smart lobbyist, Boggs knows the importance of being subtle and of keeping a low profile.
[ترجمه ترگمان]مثل هر lobbyist واقعا باهوش، با گز اهمیت دقیق بودن و نگه داشتن یک پروفایل پایین را می داند
[ترجمه گوگل]بوگگز مانند هر لابی گر هوشمند، اهمیت ظریف بودن و داشتن مشخصات کم را می داند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. One lobbyist billed the environmental group $20,000 for nine-months' work.
[ترجمه ترگمان]یک lobbyist مبلغ ۲۰،۰۰۰ دلار را برای ۹ ماه کار به این گروه اختصاص داده است
[ترجمه گوگل]یک لابی گر به مبلغ 20،000 دلار برای کار 9 ماهه پرداخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But Sierra Club lobbyist Raena Honan said the program never was properly funded since being approved in 198
[ترجمه ترگمان]اما Raena Honan، نماینده مجلس سیرا کلاب، گفت که این برنامه هیچ گاه به درستی از زمان تایید نشدن در ۱۹۸ مورد استفاده قرار نگرفته است
[ترجمه گوگل]اما رائنا هانان، لابی گر سیررا باشگاه گفت که این برنامه از زمان تصویب در سال 1982 به درستی تأیید نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His job as a government lobbyist for the Federal Communications Commission depends on nonstop chatter.
[ترجمه ترگمان]شغل او به عنوان یک lobbyist دولتی برای کمیسیون ارتباطات فدرال به گفتگوهای بی وقفه وابسته است
[ترجمه گوگل]کار او به عنوان یک لابیگر دولتی برای کمیته ارتباطات فدرال بستگی به شک و تردید بدون توقف دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But in political lobbyist Palmer Stoat he meets his match.
[ترجمه ترگمان]اما در lobbyist سیاسی، پالمر stoat، او با حریف خود ملاقات می کند
[ترجمه گوگل]اما در لابیگر سیاسی پالمر استوئیت او با بازی او ملاقات می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sometimes in America we call the lobbyist public affairs, government relations or other names.
[ترجمه ترگمان]گاهی در آمریکا ما به امور عمومی، روابط دولت یا سایر اسامی می گوییم
[ترجمه گوگل]بعضی اوقات در آمریکا ما امور عمومی لابی، روابط دولتی و یا نامهای دیگر را می نامیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Her husband is a lobbyist, and familiar with almost every senator.
[ترجمه ترگمان]شوهرش a و تقریبا همه سناتور رو میشناسه
[ترجمه گوگل]شوهرش یک لابی است و با تقریبا هر سناتور آشنا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Says one corporate lobbyist: "Like Congress, the business community is changing.
[ترجمه ترگمان]یک نماینده شرکت ها می گوید: \" همانند کنگره، جامعه تجاری در حال تغییر است
[ترجمه گوگل]یکی از لابیگران شرکت می گوید: 'مانند کنگره، جامعه کسب و کار در حال تغییر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Suppose you are elected to Congress and are invited to dinner by a clever lobbyist.
[ترجمه ترگمان]فرض کنید که شما برای کنگره انتخاب شده اید و برای صرف شام توسط یک lobbyist ماهر دعوت می شوند
[ترجمه گوگل]فرض کنید شما به کنگره انتخاب می شوید و توسط یک لابی گر هوشمند دعوت می شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But with his veto this week of a bill that would have banned lobbyist gifts, the perplexed-bear analogy no longer works.
[ترجمه ترگمان]اما با حق وتو در این هفته از لایحه ای که هدایای lobbyist را ممنوع می کرد، مقایسه perplexed - خرس دیگر کار نمی کند
[ترجمه گوگل]اما با این ویتو، این هفته از یک لایحه که ممنوعیت هدایای لابی گران است، هماهنگی خرسهای خرس دیگر کار نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Two professors injured, an advertising executive and a timber industry lobbyist killed.
[ترجمه ترگمان]دو نفر از استادان زخمی شدند، یک مدیر عامل تبلیغاتی و یک لابی گر صنعت الوار کشته شدند
[ترجمه گوگل]دو تن از اساتید زخمی شدند، یک مدیر اجرایی و یک لابیگر صنعت چوب، کشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند (اسم)
lobbier, lobbyist

به انگلیسی

• one who lobbies, one who lobbies, one who attempts to convince public officials to favor a certain cause or take a certain action
a lobbyist is someone who actively tries to persuade a government or council that a law should be changed or that a particular thing should be done.

پیشنهاد کاربران

لابی
مبلغ، لابی کننده، لابی گر
lobbyist ( علوم سیاسی و روابط بین الملل )
واژه مصوب: لابی گر
تعریف: فردی که با لابی کردن در پی نیل به اهداف سیاسی است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما