litterer
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
آشغال ریز | زباله پخش کن | کسی که آشغال می ریزد | آلوده کننده ی محیط | بی نظمی کننده در محیط عمومی | زباله انداز
🔸 مثال ها:
• The campaign aims to shame litterers into changing their habits.
... [مشاهده متن کامل]
این کمپین هدف دارد آشغال ریزها را شرمنده کند تا عاداتشان را تغییر دهند.
• Litterers are fined heavily in this city.
آشغال ریزها در این شهر جریمه ی سنگینی می شوند.
• Volunteers cleaned up the beach after careless litterers left trash everywhere.
داوطلبان پس از آنکه آشغال ریزهای بی توجه همه جا زباله رها کردند، ساحل را پاک کردند.
• The sign warned litterers to take their trash home.
این تابلو به آشغال ریزها هشدار می داد که زباله شان را با خود به خانه ببرند.
• She confronted a litterer who threw a bottle out of his car window.
او با مردی که بطری را از پنجره ی ماشینش بیرون انداخت، روبه رو شد.
آشغال ریز | زباله پخش کن | کسی که آشغال می ریزد | آلوده کننده ی محیط | بی نظمی کننده در محیط عمومی | زباله انداز
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این کمپین هدف دارد آشغال ریزها را شرمنده کند تا عاداتشان را تغییر دهند.
آشغال ریزها در این شهر جریمه ی سنگینی می شوند.
داوطلبان پس از آنکه آشغال ریزهای بی توجه همه جا زباله رها کردند، ساحل را پاک کردند.
این تابلو به آشغال ریزها هشدار می داد که زباله شان را با خود به خانه ببرند.
او با مردی که بطری را از پنجره ی ماشینش بیرون انداخت، روبه رو شد.