lisbon

/ˈlɪzbən//ˈlɪzbən/

شهر لیسبون (پایتخت کشور پرتغال)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the capital of Portugal.

جمله های نمونه

1. Lisbon outshone Venice as a mart for oriental spices.
[ترجمه ترگمان]از ونیز به عنوان بازاری برای ادویه شرقی رقابت می کرد
[ترجمه گوگل]لس آنجلس ونیز را بعنوان یک مار برای ادویه جات ترشی جات معرفی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The company set up a manufacturing operation in Lisbon.
[ترجمه ترگمان]این شرکت عملیات ساخت در لیسبون را راه اندازی کرد
[ترجمه گوگل]این شرکت عملیات تولید در لیسبون را تاسیس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Ukranians put their signatures to the Lisbon Protocol.
[ترجمه ترگمان]The امضاها خود را به پروتکل لیسبون اعلام کردند
[ترجمه گوگل]شهروندان ایرانی امضا کردند به پروتکل لیسبون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The crusaders laid siege to Lisbon.
[ترجمه ترگمان]The به لیسبون رفتند
[ترجمه گوگل]جنگجویان به لیسبون محاصره شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Sarah had a mental picture of Lisbon.
[ترجمه ترگمان]سارا یک تصویر ذهنی از لیسبون داشت
[ترجمه گوگل]سارا یک تصویر ذهنی از لیسبون داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They waited for the first flight out of Lisbon.
[ترجمه ترگمان]آن ها برای اولین پرواز از لیسبون منتظر ماندند
[ترجمه گوگل]آنها منتظر اولین پرواز از لیسبون بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The face of Mrs Lisbon took form in the dimness.
[ترجمه ترگمان]چهره خانم لیسبون در تاریکی شکل گرفت
[ترجمه گوگل]صورت خانم لیسبون در تاریکی شکل گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I chose the more orthodox route via Lisbon and Sal and arrived safely at my destination at Praia on the appointed day.
[ترجمه ترگمان]مسیر more را از طریق لیسبون و سال واتیون انتخاب کردم و با اطمینان به مقصد خود در Praia در روز معین رسیدم
[ترجمه گوگل]من مسیر مسیر ارتدکس را از طریق لیسبون و سالم انتخاب کردم و در روز منصوب به مقصد من در پریا وارد شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The rebel soldiers were imprisoned and taken to Lisbon.
[ترجمه ترگمان]سربازان شورشی زندانی شدند و به لیسبون بردند
[ترجمه گوگل]سربازان شورشی زندانی شدند و به لیسبون منتقل شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In April 1974 a military coup in Lisbon created a new situation.
[ترجمه ترگمان]در آوریل ۱۹۷۴، یک کودتای نظامی در لیسبون وضعیت جدیدی به وجود آورد
[ترجمه گوگل]در آوریل 1974 یک کودتای نظامی در لیسبون وضعیت جدیدی ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Lights of Lisbon at the southern edge of the Alfama district was one of his favourite places.
[ترجمه ترگمان]چراغ های لیسبون در حاشیه جنوبی منطقه Alfama یکی از مکان های مورد علاقه اش بود
[ترجمه گوگل]چراغ های لیسبون در لبه جنوبی منطقه Alfama یکی از مکان های مورد علاقه اش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Lisbon Government tried to avoid bloodshed by starving out the rebels and blockading the island.
[ترجمه ترگمان]دولت لیسبون سعی کرد با گرسنگی دادن شورشیان و محاصره کردن جزیره، از خونریزی اجتناب کند
[ترجمه گوگل]دولت لیسبون تلاش کرد از خونریزی اجتناب کند، از بین بردن شورشیان و محاصره جزیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Lisbon was a city in transit - everyone was waiting to go somewhere else.
[ترجمه ترگمان]لیسبون شهری در ترانزیت بود همه منتظر بودند تا به جای دیگری بروند
[ترجمه گوگل]لیسبون یک شهر در حال سفر بود - همه منتظر رفتن به جایی دیگر بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In Lisbon hobnobbing with Liam Devlin.
[ترجمه ترگمان]\"در لیسبون\" با \"لیام دولین\" صحبت کنم
[ترجمه گوگل]در لیسبون با لیام دولین آشنا می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Lisbon was crawling with spies, and information changed hands for vast amounts of money.
[ترجمه ترگمان]لیسبون پر از جاسوس بود و اطلاعات برای مبالغ هنگفتی پول عوض می کرد
[ترجمه گوگل]لیسبون با جاسوس ها خزنده شد و اطلاعات برای دستاورد های وسیع پول تغییر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• seaport and capital city of portugal
lisbon is the capital of portugal and its largest city. population: 830,000 (1986).

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهشهر لیسبون (پایتخت کشور پرتغال)بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the capital of Portugal.جمله های نمونه1. Lisbon outshone Venice as a mart for oriental spices. [ترجمه ترگمان] از ونیز به عنوان بازاری ...انگلیسی به انگلیسیseaport and capital city of portugal lisbon is the capital of portugal and its largest city. populat ...
معنی lisbon، مفهوم lisbon، تعریف lisbon، معرفی lisbon، lisbon چیست، lisbon یعنی چی، lisbon یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: lisente
اشتباه تایپی: مهسذخد
آوا: /لیسبون/
عکس lisbon : در گوگل
معنی lisbon

پیشنهاد کاربران

شهری در پرتقال
پایتخت کشور پرتغال که کریستیانو رونالدو در آن شهر بدنیا آمده است
لیسبون. پایتخت پرتقال
شهـر لیسبوون ، پآیتخـت پـرتغآل


شهـری ک کرستیانو رونآلدوو در آن ب دنیآ امده اســت. . !
یه شهری تو کشور پرتقال
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما