lipoprotein

/ˌlɪpəˈprotin//ˌlɪpəˈprotin/

معنی: لیپو پروتئین
معانی دیگر: (زیست شناسی) لیپو پروتئین، مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند

جمله های نمونه

1. These findings suggest that lipoprotein abnormalities in the diabetic state may also indirectly affect platelet function by damaging vascular endothelium.
[ترجمه ترگمان]این یافته ها حاکی از آن هستند که اختلالات کروموزومی در حالت دیابتی هم ممکن است به طور غیر مستقیم بر عملکرد پلاکت اثر گذاری اندوتلیوم عروقی تاثیر بگذارند
[ترجمه گوگل]این یافته ها حاکی از آن است که اختلالات لیپوپروتئین در حالت دیابت همچنین ممکن است به طور غیر مستقیم بر عملکرد پلاکت ها اثر می گذارد با آسیب رساندن به اندوتلیوم عروقی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Low-density lipoprotein is central to the problem of fat layers which eventually block the arteries.
[ترجمه ترگمان]چگالی کم چگالی، مرکزی برای مساله لایه های چربی است که در نهایت شریان ها را مسدود می کند
[ترجمه گوگل]لیپوپروتئین با چگالی کم به مشکل لایه های چربی متمرکز است که در نهایت مسدود کردن شریان ها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Alpha lipoprotein the fastest band, migrates the closest to the anode followed by prebeta and beta lipoproteins.
[ترجمه ترگمان]آلفا سریع ترین گروه را انتخاب می کند و نزدیک ترین باند را به آند را کوچ می دهد و پس از آن prebeta و lipoproteins بتا را دنبال می کند
[ترجمه گوگل]لیپوپروتئین آلفا سریعترین گروه، مهاجرت نزدیک به آند و به دنبال آن پروبتا و بتا لیپوپروتئین ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Monounsaturated fat helps lower LDL and raise high-density lipoprotein (HDL), the "good" cholesterol.
[ترجمه ترگمان]چربی Monounsaturated به کاهش LDL و افزایش کلسترول بالا (HDL)، \"کلسترول خوب\" کمک می کند
[ترجمه گوگل]چربی مونو سدیم باعث کاهش LDL و بالا بردن چربی لیپوپروتئین (HDL)، کلسترول خوب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Objective To study the expression of lipoprotein lipase(LPL) in human glomerular mesangial cells and the effect of very low-density lipoprotein(VLDL) on the expression of LPL.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه بیان پروتئین لیپاز (LPL)در سلول های glomerular انسان و اثر غلظت بسیار کم (VLDL)در بیان of
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی بیان لیپوپروتئین لیپاز (LPL) در سلول های مزانژی گلومرولی انسان و اثر لیپوپروتئین بسیار کم چربی (VLDL) بر بیان LPL
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Low-density lipoprotein (LDL) cholesterol is one component of this overall number.
[ترجمه ترگمان]کلسترول Low کم (LDL)یک جز از این عدد کلی است
[ترجمه گوگل]کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) یک عنصر از این تعداد کل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The inverse relationship between the concentration of high-density lipoprotein cholesterol(HDL-C) and coronary heart disease(CHD) risk is well recognized.
[ترجمه ترگمان]رابطه معکوس بین غلظت کلسترول بالا - کلسترول (HDL - C)و بیماری های قلبی عروقی (CHD)به خوبی شناخته شده است
[ترجمه گوگل]ارتباط معکوس بین غلظت کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL-C) و خطر بیماری قلبی عروقی (CHD) به خوبی شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. HDL, termed high-density lipoprotein, clears up cholesterol, takes it out of the system, is helpful.
[ترجمه ترگمان]HDL یعنی lipoprotein چگالی بالا، کلسترول را پاک می کند، کلسترول را پاک می کند، آن را از سیستم خارج می کند، مفید است
[ترجمه گوگل]HDL، به نام لیپوپروتئین با چگالی بالا، کلسترول را پاک می کند، از سیستم خارج می شود، مفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. One case of lipoprotein glomerulopathy (LPN) is reported and its pathological features under electronic microscopy are analyzed.
[ترجمه ترگمان]یکی از موارد lipoprotein glomerulopathy (LPN)گزارش شده است و ویژگی های pathological آن تحت میکروسکوپ الکترونیکی تحلیل شده است
[ترجمه گوگل]یک مورد لیپوپروتئین گلومرولوپاتی (LPN) گزارش شده است و ویژگی های پاتولوژیک آن در میکروسکوپ الکترونی بررسی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Context: Hepatic lipase influences metabolism of high-density lipoprotein (HDL), a risk factor for ischemic cardiovascular disease (ICD: ischemic heart disease and ischemic cerebrovascular disease).
[ترجمه ترگمان]این لیپاز اثر متابولیسم of غلظت بالا (HDL)را تحت تاثیر قرار داد که یک عامل خطر برای بیماری های قلبی - عروقی (ICD: disease قلبی ischemic و بیماری ischemic cerebrovascular)است
[ترجمه گوگل]زمینه: لیپاز کبدی بر متابولیسم لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)، یک عامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی بیماری ایسکمی (ICD: بیماری های قلبی ایسکمیک و بیماری ایسکمیک مغزی و عروق) اثر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Tall lipemia, high lipoprotein hematic disease, tall triglyceride, tall dissociate fatty acid hematic disease, disease of tall ketone blood, very person produce ketosis acid toxic.
[ترجمه ترگمان]lipemia بلند، بیماری hematic بالا، triglyceride بلند، fatty بلند dissociate، بیماری hematic اسید بلند، بیماری خون بالا کتون، بسیار تولید کننده اسید ketosis سمی است
[ترجمه گوگل]لیپمی بلند، بیماری لیپوپروتئین بالا، تری گلیسیرید بلند، بیماری هماچ اسید چرب غیرقابل جداسازی، بیماری خون کتون بلند، افراد بسیار کتوز اسید سمی را تولید می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It elevates levels of low-density lipoprotein (LDL) cholesterol, which increases heart disease risk.
[ترجمه ترگمان]آن سطح کلسترول low (LDL)کلسترول را افزایش می دهد که خطر بیماری های قلبی را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]این باعث افزایش سطح کلسترول LDL با چگالی کم می شود که خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Although fat ingestion only slightly affects cholesterol levels, both the triglyceride and lipoprotein electrophoresis results are greatly affected.
[ترجمه ترگمان]اگرچه مصرف چربی فقط اندکی روی سطح کلسترول تاثیر می گذارد، اما هم نتایج و هم نتایج با الکتروفورز بسیار تحت تاثیر قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]اگر چه مصرف چربی تنها به میزان کمی از کلسترول تاثیر می گذارد، اما نتایج الکتروفورز تری گلیسیرید و لیپوپروتئین تا حد زیادی تحت تأثیر قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. As cholesterol is insoluble in water, it has to combine with a soluble protein in order to form a soluble lipoprotein.
[ترجمه ترگمان]همانطور که کلسترول در آب نامحلول است، باید با یک پروتئین soluble ترکیب شود تا a محلول در آن شکل بگیرد
[ترجمه گوگل]به عنوان کلسترول در آب حل نشده است، آن را باید با یک پروتئین محلول برای یک لیپوپروتئین محلول ترکیب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لیپوپروتئین (اسم)
lipoprotein

تخصصی

[صنایع غذایی] لیپوپروتئین : پروتئین مرکب دارای مواد لیپیدی (تری گلیسرید،کلسترول و فسفو لیپید)است که برای انتقال چربی در خون از آن استفاده میشود. مثال کیلو میکرون،VLDL، LDL، HDL و غیره.
[نساجی] پروتئین چرب

به انگلیسی

• protein that contains a lipid and a simple protein (chemistry)

پیشنهاد کاربران

lipoprotein ( شیمی )
واژه مصوب: لیپوپروتئین
تعریف: ترکیبی شامل یک لیپید که با یک پروتئین جفت شده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما