lipid

/ˈlaɪpəd//ˈlɪpɪd/

معنی: چربی
معانی دیگر: (شیمی - زیست شناسی) لیپید (هر یک از ترکیبات آلی چربی دار که بخش مهمی از یاخته را تشکیل می دهند) (lipide هم می نویسند)، مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: in biochemistry, any of several fats or fatlike substances that are important components of living cells.

جمله های نمونه

1. This malabsorption results in an excess lipid accumulation in the feces that is known as steatorrhea.
[ترجمه ترگمان]این malabsorption منجر به تجمع چربی اضافی در مدفوع می شود که به عنوان steatorrhea شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این جذب بیش از حد باعث ایجاد تجمع چربی در مدفوع می شود که به نام استاتروه نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Plasma lipid concentrations and death rates from ischaemic heart disease vary according to the method of infant feeding.
[ترجمه ترگمان]غلظت لیپید پلاسما و میزان مرگ از بیماری های قلبی ischaemic مطابق با روش تغذیه نوزاد تغییر می کند
[ترجمه گوگل]غلظت لیپید پلاسما و میزان مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی ایسکمیک بر اساس روش تغذیه نوزاد متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These compounds are lipid soluble and therefore highly protein bound in the plasma.
[ترجمه ترگمان]این ترکیبات قابل حل در چربی هستند و بنابراین به شدت پروتئین در پلاسما هستند
[ترجمه گوگل]این ترکیبات محلول لیپید هستند و در نتیجه پلاکت بسیار پروتئینی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The reason for the greater total lipid concentration in cholesterol gall stone patients is not clear at present.
[ترجمه ترگمان]دلیل افزایش غلظت کل چربی در بیماران سنگ صفرا در حال حاضر مشخص نیست
[ترجمه گوگل]دلیل غلظت چربی کل در بیماران کلسترول بدخیم در حال حاضر مشخص نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The concentrations of total lipid and protein in gall bladder bile were not significantly different between the two groups.
[ترجمه ترگمان]غلظت های کل چربی و پروتئین در کیسه صفرا به طور معنی داری بین این دو گروه متفاوت نبوده است
[ترجمه گوگل]غلظت لیپید و پروتئین کل در صفراوی صفراوی به طور معنی داری بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This could also explain the difference in biliary lipid secretion rate between the two groups.
[ترجمه ترگمان]این هم چنین می تواند تفاوت در تعیین میزان ترشح چربی بین دو گروه را توضیح دهد
[ترجمه گوگل]همچنین می تواند تفاوت در میزان ترشح لیپیدی صفراوی بین دو گروه را توضیح دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Biliary lipid composition was not altered significantly but bicarbonate output was increased at all doses tested.
[ترجمه ترگمان]ترکیب چربی biliary به طور قابل توجهی تغییر نکرده بود، اما خروجی جوش شیرین در همه دوزهای تست شده افزایش یافت
[ترجمه گوگل]ترکیب لیپیدهای صفراوی به طور قابل توجهی تغییری نکرد، اما خروجی بی کربنات در تمام دوزهای مورد آزمایش افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It also plays an important role in lipid, carbohydrate, and protein metabolism of adults.
[ترجمه ترگمان]آلوئه ورا هم چنین نقش مهمی در متابولیسم چربی، کربوهیدرات و پروتیین بزرگسالان ایفا می کند
[ترجمه گوگل]همچنین نقش مهمی در متابولیسم لیپید، کربوهیدرات و پروتئین بزرگسالان دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Lipid loss occurs as a result of using harsh skin care products and damage from the elements.
[ترجمه ترگمان]اتلاف جرم در نتیجه استفاده از محصولات مراقبت از پوست و آسیب ناشی از عناصر رخ می دهد
[ترجمه گوگل]از دست دادن چربی در نتیجه استفاده از محصولات مراقبت از پوست خشن و آسیب از عناصر رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Cholesterol nucleation time, biliary lipid concentration, vesicular cholesterol distribution, and biliary protein concentration were measured and compared.
[ترجمه ترگمان]زمان تشکیل هسته کلسترول، غلظت لیپید، توزیع کلسترول، و غلظت پروتیین biliary اندازه گیری و مقایسه شد
[ترجمه گوگل]زمان تخمک گذاری کلسترول، غلظت لیپیدهای صفراوی، توزیع کلسترول حاملگی و غلظت پروتئین صفراوی اندازه گیری و مقایسه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Lipid asymmetries may stem from the fact that biological membranes need to have asymmetric protein distributions across the bilayer.
[ترجمه ترگمان]عدم تقارن Lipid ممکن است از این حقیقت ناشی شود که غشاهای بیولوژیکی نیازمند توزیع پروتیین نامتقارن بین the هستند
[ترجمه گوگل]نامتقارن لیپید ممکن است از این واقعیت ناشی شود که غشاهای بیولوژیک نیاز به توزیع پروتئین نامتقارن در طول دو لایه دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Discussion Our present studies implicate active oxygen and lipid peroxidation in the pathogenesis of gastric mucosal injury induced by indomethacin.
[ترجمه ترگمان]بحث ما مطالعات فعلی ما اکسیژن فعال و peroxidation چربی را در بیماری زایی آسیب های معده ناشی از indomethacin به دست می دهد
[ترجمه گوگل]بحث و بررسی ما در حال حاضر نتایج پراکسیداسیون اکسیژن و لیپید فعال در پاتوژنز آسیب مخاطی معده ایجاد شده توسط اندومتاسین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Research has suggested that for blood cells, this lipid asymmetry may help to maintain the delicate balance between haemostasis and thrombosis.
[ترجمه ترگمان]تحقیقات نشان داده اند که برای سلول های خونی، این عدم تقارن چربی ممکن است به حفظ تعادل ظریف بین haemostasis و thrombosis کمک کند
[ترجمه گوگل]تحقیقات نشان می دهد که این عدم تقارن چربی برای سلول های خونی ممکن است به حفظ تعادل ظریف بین هموستاز و ترومبوز کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چربی (اسم)
fat, lubricity, grease, fatness, oil, creaminess, lipid, lipide, lipoma, myelin

تخصصی

[نساجی] چربی

به انگلیسی

• any of a number of fats or fat-like compounds that are insoluble in water (biochemistry)

پیشنهاد کاربران

به نظرم چون هر2زبان هندواُروپایی هستندبرابرِ این واژه درفارسی:پیه و پی ، میباشد
lipid ( زیست‏شناسی )
واژه مصوب: چربی 1
تعریف: گروهی از ترکیبات نامحلول در آب که می‏توان آنها را با حلاّل‏های آلی از یاخته‏ها و بافت ها استخراج کرد|||متـ . لیپید
نیز، چرپی درزبانهای محلی کشورمان گفته می شودکه همریشه با - لیپید - اَست.
چربی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما