🔸 معادل فارسی:
• جیب خود را پر کردن
• اختلاس کردن
• در زبان محاوره: پول باد آورده به جیب زدن، مال مردم را خوردن
🔸 مثال ها:
• ( سیاسی ) The mayor and his cronies found dozens of ways to line their pockets.
... [مشاهده متن کامل]
شهردار و همدستانش ده ها راه برای جیب پرکنی پیدا کردند.
• ( شرکتی ) Some CEOs are accused of lining their pockets while cutting staff salaries.
برخی مدیرعامل ها متهم اند هم زمان با کاهش حقوق کارکنان، جیب خود را پر می کنند.
• ( تاریخی ) He lined his pocket by scamming unsuspecting investors.
او با کلاه برداری از سرمایه گذاران بی خبر، جیب خود را پر کرد.
• ( روزمره ) If you line your pockets while in public office, you'll get in serious trouble.
اگر در مقام دولتی جیبت را پر کنی، به دردسر جدی می افتی.
• جیب خود را پر کردن
• اختلاس کردن
• در زبان محاوره: پول باد آورده به جیب زدن، مال مردم را خوردن
🔸 مثال ها:
• ( سیاسی ) The mayor and his cronies found dozens of ways to line their pockets.
... [مشاهده متن کامل]
شهردار و همدستانش ده ها راه برای جیب پرکنی پیدا کردند.
• ( شرکتی ) Some CEOs are accused of lining their pockets while cutting staff salaries.
برخی مدیرعامل ها متهم اند هم زمان با کاهش حقوق کارکنان، جیب خود را پر می کنند.
• ( تاریخی ) He lined his pocket by scamming unsuspecting investors.
او با کلاه برداری از سرمایه گذاران بی خبر، جیب خود را پر کرد.
• ( روزمره ) If you line your pockets while in public office, you'll get in serious trouble.
اگر در مقام دولتی جیبت را پر کنی، به دردسر جدی می افتی.
به دست آوردن مقدار زیادی پول از راه های غیر قانونی و نادرست، اختلاس کردن