🔸 **معادل فارسی:
• بهانه ها را آماده کردن
• یک مشت بهانه ردیف کردن
• بهانه ها را از قبل تدارک دیدن
🔸 مثال ها:
( اداری ) I'm tired of you lining your excuses up every time you're late.
... [مشاهده متن کامل]
از این که هر بار دیر می آیی یک مشت بهانه ردیف می کنی خسته شدم.
( محاوره ) He had his excuses lined up before we could even ask why he failed.
قبل از اینکه ما حتی بپرسیم چرا رد شده، بهانه هایش را آماده کرده بود.
( طنز ) Don't bother lining your excuses up – we all know the truth.
زحمت ردیف کردن بهانه ها رو به خودت نده – همه حقیقت رو می دونیم.
( روزمره ) She always lines her excuses up for not doing her homework.
همیشه برای انجام ندادن تکالیفش یه عالمه بهانه می آورد.
• بهانه ها را آماده کردن
• یک مشت بهانه ردیف کردن
• بهانه ها را از قبل تدارک دیدن
🔸 مثال ها:
( اداری ) I'm tired of you lining your excuses up every time you're late.
... [مشاهده متن کامل]
از این که هر بار دیر می آیی یک مشت بهانه ردیف می کنی خسته شدم.
( محاوره ) He had his excuses lined up before we could even ask why he failed.
قبل از اینکه ما حتی بپرسیم چرا رد شده، بهانه هایش را آماده کرده بود.
( طنز ) Don't bother lining your excuses up – we all know the truth.
زحمت ردیف کردن بهانه ها رو به خودت نده – همه حقیقت رو می دونیم.
( روزمره ) She always lines her excuses up for not doing her homework.
همیشه برای انجام ندادن تکالیفش یه عالمه بهانه می آورد.