[ترجمه امین رضا کمالی] او به اندازه ی کافی دوست داشتنی هست ، اما بسیار ساده است
|
[ترجمه گوگل]او به اندازه کافی دوست داشتنی است، اما بسیار معمولی است [ترجمه ترگمان]او به اندازه کافی دوست داشتنی است، اما خیلی معمولی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. He's a very likeable sort of bloke.
[ترجمه گوگل]او یک جور جوان دوست داشتنی است [ترجمه ترگمان]آدم دوست داشتنی و دوست داشتنی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. He was an immensely likeable chap.
[ترجمه گوگل]او پسری فوق العاده دوست داشتنی بود [ترجمه ترگمان]او مردی دوست داشتنی و دوست داشتنی بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Beneath the sentimental psychobabble, there's a likeable movie trying to get out.
[ترجمه گوگل]در زیر آشوبهای روانی احساساتی، یک فیلم دوستداشتنی وجود دارد که تلاش میکند بیرون بیاید [ترجمه ترگمان]زیر the احساساتی، یک فیلم دوست داشتنی برای بیرون آمدن وجود دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. He's likeable enough, but a bit boring.
[ترجمه گوگل]او به اندازه کافی دوست داشتنی است، اما کمی خسته کننده است [ترجمه ترگمان]به اندازه کافی دوست داشتنیه، اما یه کم خسته کننده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. This able and likeable man was admirably adaptable to circumstances and had something of an eye to the main chance.
[ترجمه گوگل]این مرد توانا و دوست داشتنی به طرز قابل تحسینی با شرایط سازگار بود و به شانس اصلی توجه داشت [ترجمه ترگمان]این مرد می توانست به نحو شایسته ای در شرایط وفق دهد و در شرایط اصلی چیزی دیده باشد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The only likeable character in the whole movie is Judge White.
[ترجمه گوگل]تنها شخصیت دوست داشتنی در کل فیلم قاضی وایت است [ترجمه ترگمان]تنها شخصیت دوست داشتنی در کل این فیلم قاضی وایت است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. She's warm, friendly and likeable.
[ترجمه گوگل]او خونگرم، صمیمی و دوست داشتنی است [ترجمه ترگمان]او گرم، دوستانه و دوست داشتنی است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. There was just something eminently likeable about him.
[ترجمه گوگل]فقط یک چیز فوق العاده دوست داشتنی در او وجود داشت [ترجمه ترگمان] یه چیز کاملا دوست داشتنی درباره اون وجود داشت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Jed is one of most likeable characters in the play.
[ترجمه گوگل]جید یکی از دوست داشتنی ترین شخصیت های نمایشنامه است [ترجمه ترگمان]Jed یکی از شخصیت های دوست داشتنی در این نمایش است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Likeable, cordial, he sits down in a chair facing her husband and herself and proceeds to converse with them.
[ترجمه گوگل]دوست داشتنی، صمیمی، رو به روی شوهرش و خودش روی صندلی می نشیند و با آنها صحبت می کند [ترجمه ترگمان]با مهربانی و مهربانی روی یک صندلی روبروی شوهرش و خود می نشیند و با آن ها صحبت می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Perhaps Caro's declaration that her stepbrother was very likeable had not just stemmed from partiality.
[ترجمه گوگل]شاید اظهارات کارو مبنی بر اینکه برادر ناتنیاش بسیار دوستداشتنی است، فقط از جانبداری ناشی نشده بود [ترجمه ترگمان]شاید این اظهار Caro این بود که برادر ناتنی او خیلی دوست داشتنیه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Mark James can be as likeable as any of his colleagues.
[ترجمه گوگل]مارک جیمز می تواند به اندازه سایر همکارانش دوست داشتنی باشد [ترجمه ترگمان]مارک جیمز می تواند به اندازه هر کدام از همکارانش دوست داشتنی باشد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. And likeable Ed Byrne refreshed the memory with a routine more over-exposed than Keith Chegwin's privates.
[ترجمه گوگل]و اد بیرن دوست داشتنی خاطره را با روتینی که بیش از حد در معرض دید قرار گرفته بود، تازه کرد [ترجمه ترگمان]و Ed بایرن دوست داشتنی، خاطره را با یک برنامه روتین که بیش از اندازه سربازان کیت در معرض دید قرار داشت، تجدید کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• agreeable, pleasant, easy to like if someone is likeable, they are pleasant and friendly.
پیشنهاد کاربران
دوست داشتنی / خوشایند 📌 تفاوت و نکات مهم: • به فرد، شخصیت یا چیزی اشاره دارد که دیگران به راحتی او را دوست دارند یا نسبت به او احساس مثبت پیدا می کنند. • با lovable ( خواستنی / بسیار دوست داشتنی ) تفاوت دارد. lovable بر ایجاد احساس محبت و عشق تأکید بیشتری دارد، در حالی که likeable بیشتر به خوشایند بودن و محبوب بودن در روابط اجتماعی اشاره می کند. ... [مشاهده متن کامل]
• با friendly ( دوستانه ) متفاوت است. friendly به رفتار صمیمانه و خوش برخورد بودن اشاره دارد، در حالی که likeable بر تأثیری که فرد بر دیگران می گذارد و میزان دوست داشتنی بودن او تأکید می کند. • این واژه معمولاً برای توصیف افراد، شخصیت های داستانی، سخنرانان، همکاران یا حتی برندها و محصولات به کار می رود و لزوماً به معنای کامل یا بی نقص بودن نیست. • این اصطلاح در روان شناسی، ارتباطات، بازاریابی، رسانه و مکالمات روزمره بسیار رایج است. کاربردهای رایج: likeable person = فرد دوست داشتنی likeable personality = شخصیت دوست داشتنی likeable character = شخصیت دوست داشتنی