lignin

/ˈlɪgˌnɪn//ˈlɪɡˌnɪn/

(گیاه شناسی) لیگنین (ماده ی سلولز مانند و آلی که لیف های سلولز را به هم وصل می کند)
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. It comprises mainly lignin and cellulose fibres too short for re-use with an organic matter content of 10 % to 30 %.
[ترجمه ترگمان]این لایه عمدتا شامل سلولز و الیاف سلولزی بیش از حد کوتاه برای استفاده مجدد با ماده آلی ۱۰ % تا ۳۰ % است
[ترجمه گوگل]این شامل عمدتا لیگنین و الیاف سلولز است که برای استفاده مجدد از آنها با مجوز استفاده از مواد آلی 10٪ تا 30٪ کوتاه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Normal wood substance containing lignin does not do either of these things.
[ترجمه ترگمان]ماده چوب نرمال حاوی سلولز، هیچ کدام از این کارها را انجام نمی دهد
[ترجمه گوگل]ماده چوب معمولی حاوی لیگنین، هیچ یک از این موارد را انجام نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The application of alkaline liquor and alkali lignin in petroleum industry are summarized in this paper.
[ترجمه ترگمان]کاربرد شربت قلیایی و سلولز قلیایی در صنعت نفت در این مقاله خلاصه شده است
[ترجمه گوگل]کاربرد لیمو قلیایی و لیگنین قلیایی در صنعت نفت در این مقاله خلاصه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lignin and plant disease resistance have a great mutuality, and cell wall lignification is an important mechanism to wheat slow rusting.
[ترجمه ترگمان]مقاومت و مقاومت در برابر بیماری گیاه دارای خاصیت mutuality بالایی است و دیواره سلولی یکی از مکانیزم مهم برای جلوگیری از زنگ زدگی و پوسیدگی است
[ترجمه گوگل]مقاومت لیگنین و بیماری های گیاهی یک همبستگی بزرگ است و انجماد دیواره سلولی مکانیزم مهمی برای زنگ زدن آهسته گندم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The relationship between lignin content and relative absorptivity of IR - spectra of korean pine are studied.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین محتوای لیگنین و جذب نسبی طیف IR از کاج کره ای مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]رابطه بین محتوای لیگنین و جذب نسبی IR - طیف کاج کره ای مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Synthesis of cationic lignin flocculant by Lignin, epichlorohydrin and trimethylamine was obtained.
[ترجمه ترگمان]سنتز کاتالیست کاتیونی سنتز شده توسط lignin، اپی epichlorohydrin و trimethylamine بدست آمد
[ترجمه گوگل]سنتز فلوکولانت لیگنین کاتیونی توسط لیگنین، اپیکلوهیدرین و تری متیل آمین بدست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Horseradish peroxidase catalyzed the copolymerization of lignin with cresol in the reversed micellar system.
[ترجمه ترگمان]Horseradish peroxidase، copolymerization lignin با کرسول را در سیستم micellar معکوس کاتالیز کرد
[ترجمه گوگل]پراکسیداز هوررودیسک کاتالیزوری کوپلیمراز لیگنین با کرزول را در سیستم میسلیوم معکوس متبلور می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Lignin of rice husk was extracted by the high boiling point solvent(HBS) digesting process with aqueous solvent of ethanediol.
[ترجمه ترگمان]lignin برنج توسط حلال نقطه جوش بالا (HBS)با حلال آبی of استخراج شد
[ترجمه گوگل]لیگنین از پوسته برنج توسط فرآیند هضم نقطه جوش بالا (HBS) با محلول آبی اتاندیول استخراج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Lignin and small amounts of un - hydrolyzed cellulose and hemi - cellulose are the residues of sawdust hydrolysis.
[ترجمه ترگمان]lignin و مقادیر کم of un و سلولز - سلولز باقی مانده of خاک اره است
[ترجمه گوگل]لیگنین و مقادیر کم سلولز هیدرولیز شده و همی سلولز، بقایای هیدرولیز خاک اره هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Lignin obtained from desulfonation of black liquor, had high purity, high molecular weight, good-heat stability and plasticity through the analyses of IR spectrum, GPC, TG-DSC and Torque curve.
[ترجمه ترگمان]lignin به دست آمده از desulfonation of سیاه، دارای خلوص بالا، وزن مولکولی بالا، پایداری گرمایی خوب و پلاستیسیته از طریق تجزیه و تحلیل طیف IR، GPC، TG - DSC و منحنی گشتاور است
[ترجمه گوگل]از طریق تجزیه طیف IR، GPC، TG-DSC و منحنی گشتاور، لیگنین به دست آمده از desulfonation مشروب سیاه، دارای خلوص بالا، وزن مولکولی بالا، پایداری حرارت خوب و پلاستیک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Hydroxyalkyal lignin was synthesized from alkali lignin with propylene oxide. Then it was epoxied by epichlorohydrin catalyzed via boron trifluoride etherate to form lignin based epoxy resin.
[ترجمه ترگمان]لیگنین سنتز شده از پلیمر قلیایی با اکسید پروپیلن تولید شد سپس به وسیله epichlorohydrin catalyzed با via بور etherate برای تشکیل رزین اپوکسی بر پایه lignin تشکیل شد
[ترجمه گوگل]لیگنین هیدروکسی آلکالی از لیگنین قلیایی با اکسید پروپیلن سنتز شد سپس اپیکلوهیدرین اپوکسی شده توسط اترات بور تری فلوئورید کاتالیز شده به منظور تشکیل رزین اپوکسی بر پایه لیگنین تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Synthetic methods of vanillin include o-methoxyphenol method, lignin method, safrole method, eugenol method, methyl hydroxybenzene method and microbial method.
[ترجمه ترگمان]روش های مصنوعی of شامل روش o، روش lignin، روش safrole، روش eugenol، روش hydroxybenzene، روش hydroxybenzene و روش میکروبی است
[ترجمه گوگل]روشهای مصنوعی وانیلین شامل روش o-methoxyphenol، روش لیگنین، روش سیفرول، روش اواننول، روش متیل هیدروکسی بنزن و روش میکروبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This material includes cellulose, hemicelluloses, pectin, and lignin.
[ترجمه ترگمان]این مواد شامل سلولز، hemicelluloses، pectin و سلولز است
[ترجمه گوگل]این مواد شامل سلولز، hemicelluloses، پکتین و لیگنین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Substances such as lignin, phytoalexin, active oxygen, salicylic acid are known to play important roles on the plant disease resistance.
[ترجمه ترگمان]موادی مثل سلولز، phytoalexin، اکسیژن فعال، سالیسیلیک اسید برای نقش مهمی در مقاومت در برابر بیماری گیاه شناخته می شوند
[ترجمه گوگل]مواد معدنی مانند لیگنین، فیتوالکسین، اکسیژن فعال، اسید سالیسیلیک نقش مهمی در مقاومت در برابر بیماری های گیاهی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A new method of rapidly quantitatively analyze trace lignin in flax fiber by turbidimetry was proposed in this paper.
[ترجمه ترگمان]روش جدیدی برای تجزیه و تحلیل کمی سلولز در الیاف کتان توسط turbidimetry در این مقاله ارائه شد
[ترجمه گوگل]در این مقاله یک روش جدید برای تجزیه سریع لیگانین در فیبرهای کتان توسط توربدیومتری پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[علوم دامی] لیگنین
[صنایع غذایی] لیگنین : پلیمری است پیچیده که همراه با سلولزو همی سلولز در مواد گیاهی فیبری مثل چوب وجود دارد و موجب محکم و سخت شدن سلول میشود.
[نساجی] لیگنین ( مهمترین ناخالصی پنبه )
[خاک شناسی] لیگنین
[نفت] لینیین
[پلیمر] لیگنین(از اجزای متشکله غلاف الیاف سلولزی)، ماده پلیمری که دیواره گیاه را می سازد

به انگلیسی

• complex polymer which combines with cellulose to form the woody cell walls of plants (biology)

پیشنهاد کاربران

lignin ( شیمی )
واژه مصوب: لیگنین
تعریف: بسپاری که پیونددهندۀ لیف های سلولوزی در گیاهان و درختان است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما