light a fire

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• برانگیختن، تحریک کردن ( کسی را به اقدام )
• زیرش آتش روشن کردن، وادار به حرکت کردن
• ایجاد انگیزه شدید کردن ( معمولاً از طریق فشار یا تهدید )
• مشتعل کردن احساسات ( خشم، اشتیاق )
...
[مشاهده متن کامل]

• ( در بافت عاشقانه ) شور و شوق برانگیختن
🔸 مثال ها:
• ( فشار برای اقدام )
The boss lit a fire under the team by threatening to cancel bonuses.
رئیس با تهدید به لغو پاداش، تیم رو به شدت تحریک به اقدام کرد.
• ( انگیزه مثبت )
Seeing his rival's success lit a fire under him to work harder.
دیدن موفقیت رقیبش شور و شوقی برانگیخت تا سخت تر کار کند.
• ( عاشقانه )
Their kiss lit a fire that would last for years.
بوسه شان آتشی روشن کرد که سال ها ادامه داشت.
• ( تحریک به خشم )
If you keep pushing me, you're going to light a fire you can't put out.
اگر به این فشار ادامه دهی، احساسات منو تحریک می کنی که نمی توانی خاموشش کنی.
• ( ورزشی )
The captain's speech lit a fire under the team, and they came back to win.
سخنرانی کاپیتان ایجاد انگیزه شدید کرد و آنها برگشتند و بردند.

Meaning: To inspire action or enthusiasm
In a Sentence: The coach’s motivational speech helped light a fire under the team
Other Ways to Say: Ignite passion, spark enthusiasm
روشن کردن اتش برای یک هدفی
به فعالیت وا داشتن