lie through one's teeth


کاملا دروغ گفتن، بی شرمانه دروغ گفتن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با تمام وجود دروغ گفتن
• دروغ شاخ دار گفتن / از ته دل دروغ گفتن
• وقاحت آمیز دروغ گفتن
• دروغ محض گفتن
🔸 مثال ها:
• "He was lying through his teeth when he said he didn't know about the plan. "
...
[مشاهده متن کامل]

( وقتی گفت از برنامه خبر ندارد، با تمام وجود دروغ می گفت. )
• "The witness lied through her teeth during the trial. "
( شاهد در دادگاه با بی شرمی کامل دروغ گفت. )
• "Politicians sometimes lie through their teeth to win votes. "
( سیاستمداران گاهی برای کسب رأی، دروغ شاخ دار می گویند. )
• "She looked him in the eye and lied through her teeth. "
( نگاه مستقیم به چشمان او کرد و با وقاحت دروغ گفت. )

He lied right through his teeth
وقیحانه دروغ گفت
خیلی ضایع و تابلو دروغ گفتن
to say something completely untrue
دروغ بافتن
She was obviously lying through her teeth
مثل سگ یا ریگ دروغ گفتن/ مادر دروغگو باکره اس/ دروغ محض گفتن
SYNONYM= to lie like a rug
e. g. : I hate it when people lie through their teeth
دروغ شاخ دار