lexicographic


معنی: وابسته به فرهنگ نویسی، وابسته به واژه نگاری
معانی دیگر: وابسته به فرهنگ نویسی، وابسته به واژه نگاری

جمله های نمونه

1. Recording and Reporting of Lexicographic Changes All operations against the database are recorded by the system.
[ترجمه ترگمان]ثبت و گزارش دهی تغییرات lexicographic همه عملیات علیه پایگاه داده توسط سیستم ثبت می شوند
[ترجمه گوگل]ضبط و گزارش تغییرات لغوی تمام عملیات علیه پایگاه داده توسط سیستم ثبت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. First, we characterize graphs whose tensor product and lexicographic product admit nowhere-zero 3-flows.
[ترجمه ترگمان]اول، نمودارها را مشخص می کنیم که محصول tensor و محصول lexicographic در هیچ کجا جریان نمی یابند
[ترجمه گوگل]اولا نمودارهایی را نشان می دهیم که تانسور محصول و کالسیکوگرافی هیچ گاه صفر نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Otherwise the slices are ordered by lexicographic ordering of their identifiers (which is a heuristic, but definite, ordering).
[ترجمه ترگمان]در غیر این صورت برش توسط سفارش lexicographic از شناسه های خود دستور داده می شود (که اکتشافی است، اما معین، دستور)
[ترجمه گوگل]در غیر این صورت، برش ها با ترتیب واژگانی از شناسه های آنها (که یک دستور اکتشافی، اما قطعی است) دستور داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cover pebbling number for lexicographic product graphs and some strong product graphs were determined.
[ترجمه ترگمان]پوشش دهی شماره pebbling برای نمودارهای محصول lexicographic و برخی از نمودارهای محصول قوی تعیین شد
[ترجمه گوگل]شماره پنگوئن پوشش برای نمودار محصولات لسانتیک و برخی از نمودارهای قوی محصول تعیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The algorithm produces all possible secondary structures in lexicographic order by maximizing base pairing.
[ترجمه ترگمان]الگوریتم تمام ساختارهای دوم ممکن را با به حداکثر رساندن جفت کردن پایه تولید می کند
[ترجمه گوگل]الگوریتم با ایجاد حداکثر جفت پایه، تمام ساختارهای ثانویه ممکن را در ترتیب واژگانی تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Lexicographic order is imposed on the namespace declarations and attributes of each element.
[ترجمه ترگمان]فرمان lexicographic بر the فضای نام و ویژگی های هر عنصر اعمال می شود
[ترجمه گوگل]نظم نشانه گذاری براساس اعلام اسامی فضای نام و ویژگی های هر عنصر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This is a lexicographic range, so you are not restricted to using just alphanumeric characters.
[ترجمه ترگمان]این یک محدوده lexicographic است، بنابراین شما محدود به استفاده از حروف alphanumeric نیستید
[ترجمه گوگل]این محدوده لغوی است، بنابراین شما با استفاده از کاراکترهای الفبا و عددی محدود نیستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Rather than just providing the lexicographic information ; this study attempts to make a multi-media base dictionary of ShSL.
[ترجمه ترگمان]این مطالعه به جای ارائه اطلاعات lexicographic، تلاش می کند تا یک فرهنگ لغت چند رسانه ای از ShSL ایجاد کند
[ترجمه گوگل]به جای ارائه اطلاعات لفظی این مطالعه به دنبال ایجاد یک فرهنگ لغت پایه چند رسانه ای از ShSL است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Lexicographic searching can cause issues when looking for numbered data (including dates), but all is not lost.
[ترجمه ترگمان]جستجوی lexicographic می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در هنگام جستجوی اطلاعات شماره گذاری شده (از جمله تاریخ ها)شود، اما همه چیز از بین نرفته است
[ترجمه گوگل]جستجوی جستجوی لغات می تواند هنگام جستجو برای داده های شماره (از جمله تاریخ) مسائل ایجاد کند، اما همه از دست رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In this paper, we use a lexicographic order among graphs to map each graph to a unique minimum DFS code as its canonical label.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، ما از یک دستور lexicographic در گراف های گراف برای نگاشت هر گراف به یک کد حداقل منحصر به فرد به عنوان برچسب استاندارد استفاده می کنیم
[ترجمه گوگل]در این مقاله، ما از یک ترتیب الگویی در میان نمودارها استفاده می کنیم تا هر گراف را به یک کد حداقل DFS منحصر بفرد به عنوان برچسب کانونیک آن نشان دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Hence, though the natural ordering of slices had "Mary" from the first slice, it is "Bill" who appears first in the resulting list due to lexicographic ordering on their names.
[ترجمه ترگمان]از این رو، اگر چه دستور طبیعی برش های \"مری\" را از برش اول گرفته بود، این \"بیل\" است که ابتدا در فهرست نهایی به علت سفارش lexicographic به نام آن ها ظاهر می شود
[ترجمه گوگل]از این رو، هرچند ترتیب طبیعی برشها از اولین قطعه «مری» بود، «بیل» است که اولین بار در فهرست نتیجه ظاهر می شود، زیرا ترتیب واژگانی بر نام آنها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The filenames starting with decimal digits are sorted in lexicographic order and used as additional configuration files.
[ترجمه ترگمان]نام پرونده ها که با ارقام اعشار شروع می شود به ترتیب lexicographic مرتب شده و به عنوان فایل های پیکربندی اضافه استفاده می شود
[ترجمه گوگل]نامهای فایل که از رقم های دهده شروع می شوند، به ترتیب واژگان طبقه بندی شده و به عنوان فایل های پیکربندی اضافی مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The pragmatic meanings of English words are the deductive meanings based on the lexicographic meanings.
[ترجمه ترگمان]معانی واقع گرایانه کلمات انگلیسی معانی قیاسی مبتنی بر معانی lexicographic هستند
[ترجمه گوگل]معانی کاربردی کلمات انگلیسی، معانی قیاسی بر اساس معانی لغوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The format adopts base 32 encoding and preserves the lexicographic sorting order of UCS.
[ترجمه ترگمان]این فرمت ۳۲ رمزگذاری را اتخاذ کرده و ترتیب مرتب سازی صعودی of را حفظ می کند
[ترجمه گوگل]فرمت پایه 32 رمزگذاری را تصویب می کند و دستور مرتب سازی لغوی از UCS را حفظ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وابسته به فرهنگ نویسی (صفت)
lexical, lexicographic

وابسته به واژه نگاری (صفت)
lexicographic

تخصصی

[ریاضیات] قاموسی، فرهنگ لغتی، ترتیب الفبایی

به انگلیسی

• of the making of a dictionary

معنی یا پیشنهاد شما