🔸 معادل فارسی:
• تعریف لغوی
• تعریف فرهنگ نامه ای
• معنای دقیق واژه ای ( بر اساس کاربرد رایج در زبان )
🔸 نکته:
تعریف لغوی یعنی دقیقاً همان معنایی که یک واژه در فرهنگ نامه و بر اساس کاربرد رایج و متعارف در زبان دارد – بدون اینکه معانی شخصی، قراردادی، یا تخصصی به آن اضافه شود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• “The lexical definition of ‘home’ is ‘the place where one lives permanently’. ”
تعریف لغوی �خانه� عبارت است از �جایی که شخص به طور دائم در آن زندگی می کند�.
• “In philosophy, you often distinguish between lexical definitions and stipulative definitions. ”
در فلسفه، اغلب بین تعریف لغوی و تعریف قراردادی تفاوت قائل می شوند.
• تعریف لغوی
• تعریف فرهنگ نامه ای
• معنای دقیق واژه ای ( بر اساس کاربرد رایج در زبان )
🔸 نکته:
تعریف لغوی یعنی دقیقاً همان معنایی که یک واژه در فرهنگ نامه و بر اساس کاربرد رایج و متعارف در زبان دارد – بدون اینکه معانی شخصی، قراردادی، یا تخصصی به آن اضافه شود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
تعریف لغوی �خانه� عبارت است از �جایی که شخص به طور دائم در آن زندگی می کند�.
در فلسفه، اغلب بین تعریف لغوی و تعریف قراردادی تفاوت قائل می شوند.
تعریف قاموسی ( Lexical Definition )
اصطلاح قاموس - که معادل لغتنامه است - اکنون کمتر به کار می رود اما از داشته های زبان فارسی ماست و می توانیم آنرا به کار بگیریم. این عبارت در برخی جاهای دیگر به تعریف لغتنامه ای ترجمه شده که من ترجمه "تعریف قاموسی" را ترجیح می دهم.
... [مشاهده متن کامل]
در تعریف قاموسی با اصطلاحی مواجه هستیم که کاربرد تثبیت شده ای دارد و هدف از ارایه تعریف قاموسی، توضیح آن کاربرد یا حذف ابهام است، یک تعریف قاموسی معنایی را بازگو می کند که تعریف شونده از قبل داشته اما دچار ابهام است.
اصطلاح قاموس - که معادل لغتنامه است - اکنون کمتر به کار می رود اما از داشته های زبان فارسی ماست و می توانیم آنرا به کار بگیریم. این عبارت در برخی جاهای دیگر به تعریف لغتنامه ای ترجمه شده که من ترجمه "تعریف قاموسی" را ترجیح می دهم.
... [مشاهده متن کامل]
در تعریف قاموسی با اصطلاحی مواجه هستیم که کاربرد تثبیت شده ای دارد و هدف از ارایه تعریف قاموسی، توضیح آن کاربرد یا حذف ابهام است، یک تعریف قاموسی معنایی را بازگو می کند که تعریف شونده از قبل داشته اما دچار ابهام است.