let have it

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) به کسی حمله کردن ( کلامی یا فیزیکی )
• تند و تیز چیزی گفتن، نقد شدید کردن
• شلیک کردن ( به سوی کسی ) ، کتک زدن
• سر کسی داد زدن، فحش باران کردن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

"When my roommate left the kitchen a mess for the tenth time, I really let him have it. "
وقتی همخانه ام برای دهمین بار آشپزخانه را به هم ریخته رها کرد، واقعاً به او حمله کردم ( حسابی به او تندی کردم ) .
"The coach let the team have it after they lost the game by 30 points. "
بعد از اینکه تیم بازی را با ۳۰ امتیاز اختلاف باخت، مربی به تیم پرخاش کرد ( حملۀ لفظی کرد ) .
"He insulted my mother, so I let him have it right in the face. "
به مادرم توهین کرد، پس من هم مشت محکمی توی صورتش کوبیدم ( حمله فیزیکی کردم ) .