let fly


1- افکندن، پرتاب کردن، 2- (بی محابا) گفتن یا انجام دادن، 1- (چیزی را) پراندن (به) 2- حمله ی لفظی کردن (به)

جمله های نمونه

1. A word spoken is an arrow let fly.
[ترجمه ترگمان]یک کلمه حرف زدن یک تیری است که می تواند پرواز کند
[ترجمه گوگل]یک کلمه صحبت شده است یک فلش اجازه پرواز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They let fly a shower of arrows.
[ترجمه ترگمان] اونا گذاشتن با تیر یه دوش بگیرن
[ترجمه گوگل]آنها دوش فلش را می کشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The soldiers let fly with a hail of machine-gun fire.
[ترجمه ترگمان]سربازان با یک رگبار مسلسل به پرواز در می آیند
[ترجمه گوگل]سربازان اجازه دادند با تگرگ آتش سوزی تفنگ پرواز کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She let fly with a stream of abuse.
[ترجمه ترگمان]او با جوی فحش و ناسزا به پرواز درآمد
[ترجمه گوگل]او با یک جریان سوءاستفاده پرواز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He let fly at me with his fist.
[ترجمه ترگمان]دستش را با مشت به سمتم دراز کرد
[ترجمه گوگل]او اجازه داد من با مشت خود پرواز کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The prisoner let fly with a torrent of abuse.
[ترجمه ترگمان]زندانی با سیلابی از ناسزا به پرواز درآمد
[ترجمه گوگل]زندانی اجازه داد تا با سوءاستفاده از آن پرواز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Kimberley let fly at the dangling men from a hopeless range.
[ترجمه ترگمان]کیمبرلی به آن مردان dangling که از یک میدان hopeless آویزان است پرواز می کند
[ترجمه گوگل]کیمبرلی اجازه می دهد تا مردگان آویزان از یک محدوده نا امید کننده پرواز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. If the threat still persists, he will let fly with one or both hindlegs.
[ترجمه ترگمان]اگر این تهدید ادامه داشته باشد، او اجازه خواهد داد با یک یا هر دو hindlegs پرواز کند
[ترجمه گوگل]اگر تهدید همچنان ادامه دارد، او با یک یا هر دو لگن پرواز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Bashers tightened lips, hunched shoulders, and let fly.
[ترجمه ترگمان]لب های نازکش به هم فشرده شدند، شانه های خمیده و دست و پا به پرواز درآمدند
[ترجمه گوگل]Bashers لبها را تکان داد، شانه ها را خم کرد و اجازه داد پرواز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It seems that the Battler and Rico let fly at somebody who was coming out of the back door of the Regal Arms.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که the و ریکو به کسی که از در عقبی اسلحه Regal بیرون می آید پرواز می کنند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که Battler و ریکو اجازه می دهد تا در کسی که از پشت دروازه Regal Arms بیرون می آید پرواز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. When he called her stupid she really let fly at him.
[ترجمه ترگمان]وقتی او را احمق می نامید واقعا به او اجازه پرواز می داد
[ترجمه گوگل]وقتی او احمق شد، او واقعا به او اجازه پرواز داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He let fly a torrent of abuse.
[ترجمه ترگمان]سیلی از ناسزا بر سر او فرود آورد
[ترجمه گوگل]او اجازه می دهد که یک سوءاستفاده را بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. People can let fly their thoughts.
[ترجمه ترگمان]مردم می توانند افکار خود را به پرواز در آورند
[ترجمه گوگل]مردم می توانند به افکار خود بپردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He aimed carefully and then let fly at the ducks.
[ترجمه ترگمان]با دقت هدف گیری کرد و بعد به مرغابی ها نگاهی انداخت
[ترجمه گوگل]او با دقت راهنمایی کرد و سپس در اردک ها پرواز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

از کوره در رفتن
ول دادن ( گلوله ، الفاظ و . . . )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما