let's break some eggs

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بیا یه کار بزرگی بکنیم
• بیا یه ریسکی بکنیم
• بیا جارو جنجال به پا کنیم
• در زبان محاورهای: بیا یه تکونی به اوضاع بدیم، بیا یه غوغایی به پا کنیم، بیا یه کاری کنیم که اسمون به زمین بیاد
...
[مشاهده متن کامل]

• برگرفته از ضرب المثل معروف:
You can't make an omelette without breaking eggs.
تا تخم مرغ نشکنی، املت درست نمیشه.
• این ضرب المثل از قرن نوزدهم در اروپا رایج شد.
• در اصل برای توجیه هزینه ها و فداکاری های لازم در راه رسیدن به هدف به کار میرفت.
• شکل محاورهای و امری Let's break some eggs از اواخر قرن بیستم در فضای کسب وکار و مدیریت رایج شد.
🔸 مثال ها:
• We've been too cautious. Let's break some eggs and innovate.
زیادی محتاط بودیم. بیا یه ریسکی بکنیم و نوآوری کنیم.
• The company needs fresh energy. Let's break some eggs.
شرکت به انرژی تازه نیاز داره. بیا یه تکونی بهش بدیم.
• I know this ad is controversial, but you can't make an omelette without breaking eggs.
میدونم این تبلیغ جنجالیه، اما تا تخم مرغ نشکنی، املت درست نمیشه.