legwork

/ˈleˌɡwərk//ˈleɡwɜːk/

کار پایی، پادوی، (آن بخش از کار که مستلزم بیرون رفتن از اداره و حتی سفر کردن است) دوندگی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) work that requires extensive walking or traveling.

انگلیسی به انگلیسی

• work which necessitates much walking or traveling

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کار میدانی / تلاش پیاده روی و جست وجو
• دوندگی و پیگیری / کارهای پرتحرک و خسته کننده
• تحقیق میدانی / کارهای عملی و فیزیکی
• پادویی و کارهای اجرایی ( در معنای غیررسمی )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• The detective did all the legwork before making an arrest.
کارآگاه پیش از دستگیری، همه ی کارهای میدانی و پیگیری ها را انجام داد.
• I did the legwork; now you can write the report.
من دوندگی ها را انجام دادم؛ حالا تو می توانی گزارش را بنویسی.
• Starting a business requires a lot of legwork.
راه اندازی یک کسب وکار نیاز به دوندگی و پیگیری زیادی دارد.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/legwork
پادویی
دوندگی . متضاد کار فکری و یدی
This took some legwork
این یکم پیگیری داشت
پیگیری
کار میدانی، کار فیزیکی