left someone holding the bag

پیشنهاد کاربران

کسی را در وضعیت دشوار رها کردن، تقصیر را گردن کسی انداختن، کسی را سر کار گذاشتن و مسئولیت مشکلات را به او واگذار کردن، گندش را گردن کسی انداختن.
مثال ها:
۱. His partners ran away with the money and left him holding the bag.
...
[مشاهده متن کامل]

شریک هایش با پول ها فرار کردند و او را وسط میدان تنها گذاشتند ( مسئولیت را به گردن او انداختند ) .
۲. We planned the prank together, but I was left holding the bag when the teacher arrived.
ما با هم نقشه شوخی را کشیدیم، اما وقتی معلم آمد، من را تنها گذاشتند و تقصیر گردن من افتاد.
۳. Don't leave me holding the bag if this deal fails.
اگر این معامله شکست بخورد، مرا سر کار نگذار ( مسئولیتش را به گردن من نینداز ) .