• : تعریف: one, esp. a man, who is excessively concerned with sexual pleasure and stimulation.
جمله های نمونه
1. Was this a lover, or a lecher whether?
[ترجمه نیما] آیا اون یه آدم عاشق بود یا آدم شهوتی؟
|
[ترجمه گوگل]آیا این یک عاشق بود یا یک لچر؟ [ترجمه ترگمان]آیا این یک عاشق بود یا عاشق شدن؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. As a lecher and a businessman who did not act his part, the life of Ximen Qing was closely connected with women and officialdom and his soul was best displayed in dealing with them.
[ترجمه گوگل]زندگی Ximen Qing به عنوان یک لچر و تاجری که نقش خود را انجام نداده بود، ارتباط نزدیکی با زنان و مقامات رسمی داشت و روح او در برخورد با آنها به بهترین وجه نشان داده شد [ترجمه ترگمان]به عنوان یک lecher و یک تاجر که به نوبه خود عمل نکرد، زندگی of کینگ با زنان و مقامات اداری ارتباط نزدیکی داشت و روح او در برخورد با آن ها به بهترین شکل نمایش داده شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Take one step away from those laws and you become a lecher, a libertine, an assassin.
[ترجمه گوگل]یک قدم از آن قوانین فاصله بگیرید و تبدیل به یک لچر، یک آزاده، یک قاتل می شوید [ترجمه ترگمان]یک قدم از آن قوانین خارج شوید و شما یک آدم وحشی، هرزه و یک آدمکش شوید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. When you find that you"ve fallen in love with him, you discovered that he really is a little lecher. Haha. "
[ترجمه گوگل]وقتی متوجه شدید که عاشق او شده اید، متوجه می شوید که او واقعاً کمی چرند است هاها [ترجمه ترگمان]وقتی متوجه شدید که عاشق او شدی، متوجه شدی که او واقعا کمی احمق است Haha \" [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. He is thinking of women all day. What a lecher.
[ترجمه گوگل]او تمام روز به فکر زنان است چه لچری [ترجمه ترگمان]تمام روز به فکر زن ها است چه لذتی دارد! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Wherefore should I stand in the plague of custom, when the wren goes to' t, and the small gilded fly does lecher in my sight?
[ترجمه گوگل]پس چرا باید در آفت عرف بایستم، آنگاه که اهریمن به سوی من می رود و مگس طلاکاری شده کوچک در نظر من چروک می کند؟ [ترجمه ترگمان]بنابراین وقتی که رن به خانه من می رود و آن مگس طلایی کوچک از دید من خوشش نمی آید، از کجا باید بایستم؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The old man uses his share to buy raw whiskey and dirty pictures, he a lecher.
[ترجمه گوگل]پیرمرد از سهم خود برای خرید ویسکی خام و عکس های کثیف استفاده می کند [ترجمه ترگمان]پیرمرد از سهم خود برای خریدن ویسکی خام و عکس های کثیف استفاده می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• lascivious man, man who is excessively concerned with sexual gratification indulge sexual desires to an excessive degree, practice lewdness a lecher is a man who behaves towards women in a way which shows that he is only interested in them sexually; used showing disapproval.
پیشنهاد کاربران
🔸 به مردی گفته می شود که به طور افراطی و مبتذل به دنبال لذت جنسی است، معمولاً با نگاه های شهوت آمیز، حرف های رکیک یا رفتارهای نامناسب با زنان. این واژه بار تحقیرآمیز شدیدی دارد و نشانه فقدان کنترل نفس، بی حیایی و گاهی آزار جنسی ( بدون تماس فیزیکی ) است. شکل صفت آن "lecherous" ( هرزه صفات، شهوت آلود ) و اسم انتزاعی آن "lechery" ( هرزگی، شهوت رانی ) است. ... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها: "Everyone in the office knew he was a lecher. He'd stare at women's chests during meetings. " همه در دفتر می دانستند او یک هرزه است. جلسات به سینه زنان خیره می شد. "The old lecher at the bar wouldn't stop making dirty jokes to the waitress. " آن هرزه ی پیر در مشروب فروشی دست از جوک های کثیف برای پیشخدمت بر نمی داشت. "Don't be such a lecher – she's clearly not interested in you. " این قدر هرزه نباش ( نگاه چران نباش ) – معلوم است که به تو علاقه ای ندارد.
( زن باره ) چند معنی داره: ۱ . مردیکه بیش از حد به دنبال رابطۀ جنسی با زنان گوناگون است و میل جنسی بسیار بالایی دارد. در انگلیسی: صفت: Womanizing - Philandering - Lecherous - Promiscuous - Lustful - Playboy ... [مشاهده متن کامل]
اسم: Womanizer - Philanderer - Casanova - Don Juan - Rake - Lecher ۲. مردیکه به زنان اهمیت می دهد، آن ها را احترام می گذارد یا عاشق زنان است ( بدون بار خیانت یا بی ثباتی ) : صفت: Womanly / Feminine - loving / Gallant / Chivalrous اسم: Philogynist ۳. مردیکه بدون زن نمی تواند زندگی کند و دچار وابستگی شدید است ( زن ذلیل نسبت به همسر ) صفت: Henpecked اسم: Wife - Guy