leave someone holding the bag

پیشنهاد کاربران

مثال ها:
۱. His partners ran away with the money and left him holding the bag.
شریک هایش با پول ها فرار کردند و او را وسط میدان تنها گذاشتند ( مسئولیت را به گردن او انداختند ) .
۲. We planned the prank together, but I was left holding the bag when the teacher arrived.
...
[مشاهده متن کامل]

ما با هم نقشه شوخی را کشیدیم، اما وقتی معلم آمد، من را تنها گذاشتند و تقصیر گردن من افتاد.
۳. Don't leave me holding the bag if this deal fails.
اگر این معامله شکست بخورد، مرا سر کار نگذار ( مسئولیتش را به گردن من نینداز ) .

Leave someone holding the bag/baby – meaning: Abandon someone, making him to bear the responsibility or blame.
رها کردن یک نفر در مسئولیت ها و مشکلات و گناه را بر گردن وی انداختن ( بگونه ای که سرزنش یا مسئولیت مشکل را به تنهایی بپذیرد ) ؛ پشت کسی را خالی کردن
...
[مشاهده متن کامل]

Example 1: 👇
Her friends said they were too busy to help with cleaning up, and left Lucy holding the bag.
دوستان او گفتند که آن ها آنقدر گرفتار بودند که نمی توانستند در تمیز کردن به لوسی کمک کنند و او را رها کردند تا به تنهایی مسئولیت اینکار را برعهده بگیرد.
Example 2: 👇
My partner had been cooking the books for years, but I was left holding the bag with the business collapsed.
شریک زندگی من سال ها بود که در سوابق مالی جعل و دستکاری می کرد، اما وقتی کسب وکار از بین رفت، پشت من را خالی کرد.
Example 3: 👇
CFM said it was “just one of many vendors left holding the bag in the wake of FlyGLO’s many millions of dollars of unpaid bills. ”
سی اف ام گفت که این توزیع کننده تنها یکی از فروشنگانی است که به دنبال اطلاع از صورت حساب های میلیون ها دلاریِ پرداخت نشده ی فلایگلو، به تنهایی مسئول شناخته شده است.

leave someone holding the bag
منابع• https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/leave-someone-holding-the-bag