مثال ها:
۱. His partners ran away with the money and left him holding the bag.
شریک هایش با پول ها فرار کردند و او را وسط میدان تنها گذاشتند ( مسئولیت را به گردن او انداختند ) .
۲. We planned the prank together, but I was left holding the bag when the teacher arrived.
... [مشاهده متن کامل]
ما با هم نقشه شوخی را کشیدیم، اما وقتی معلم آمد، من را تنها گذاشتند و تقصیر گردن من افتاد.
۳. Don't leave me holding the bag if this deal fails.
اگر این معامله شکست بخورد، مرا سر کار نگذار ( مسئولیتش را به گردن من نینداز ) .
شریک هایش با پول ها فرار کردند و او را وسط میدان تنها گذاشتند ( مسئولیت را به گردن او انداختند ) .
... [مشاهده متن کامل]
ما با هم نقشه شوخی را کشیدیم، اما وقتی معلم آمد، من را تنها گذاشتند و تقصیر گردن من افتاد.
اگر این معامله شکست بخورد، مرا سر کار نگذار ( مسئولیتش را به گردن من نینداز ) .
رها کردن یک نفر در مسئولیت ها و مشکلات و گناه را بر گردن وی انداختن ( بگونه ای که سرزنش یا مسئولیت مشکل را به تنهایی بپذیرد ) ؛ پشت کسی را خالی کردن
... [مشاهده متن کامل]
دوستان او گفتند که آن ها آنقدر گرفتار بودند که نمی توانستند در تمیز کردن به لوسی کمک کنند و او را رها کردند تا به تنهایی مسئولیت اینکار را برعهده بگیرد.
شریک زندگی من سال ها بود که در سوابق مالی جعل و دستکاری می کرد، اما وقتی کسب وکار از بین رفت، پشت من را خالی کرد.
سی اف ام گفت که این توزیع کننده تنها یکی از فروشنگانی است که به دنبال اطلاع از صورت حساب های میلیون ها دلاریِ پرداخت نشده ی فلایگلو، به تنهایی مسئول شناخته شده است.
