🔸 معادل فارسی ( با درجات مختلف ادب ) :
• ( مؤدبانه ) هیچ چیز برای کسی باقی نگذاشتن
• ( در فقر ) همه چیز را از کسی گرفتن، چیزی برای زندگی باقی نگذاشتن
• ( قدیمی/روستایی ) کنایه از بی مال و نان کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸یک عبارت عامیانه بسیار قدیمی، توهین آمیز و مبتذل است که به وضعیتی اشاره دارد که شخصی چنان فقیر و بدبخت شده که حتی ابتدایی ترین و ضروری ترین وسیله زندگی ( یک لگن برای قضای حاجت ) را هم ندارد. این عبارت معمولاً در شکل منفی ( "not have a pot to piss in" ) به معنای بی نهایت فقیر بودن به کار می رود. شکل دیگر آن "not have a pot to piss in or a window to throw it out of" نیز در متون قدیمی ثبت شده است.
این عبارت در قرن ۱۷ تا ۱۹ در انگلستان و آمریکا رواج داشت و امروزه بسیار کهنه و تا حدی کمدی به نظر می رسد، اما همچنان در متون ادبی یا برای بیان یک تحقیر شدید استفاده می شود.
🔸 مثال ها:
"My great - grandfather came to America with nothing – didn't have a pot to piss in, but he built an empire from scratch. "
پدرپدربزرگم با هیچ چیز به آمریکا آمد – هیچ مال و منالی نداشت/ مفلس بود، اما یک امپراتوری از صفر ساخت.
"Don't lend him money. That guy doesn't have a pot to piss in, and he'll never pay you back. "
به او پول قرض نده. آن پسر هیچ پول و دارایی ای ندارد و هیچوقت پولت را پس نمی دهد.
"The lawsuit left the company without a pot to piss in. They had to declare bankruptcy. "
آن دادخواهی شرکت را آس و پاس/ مفلس کرد. مجبور شدند اعلام ورشکستگی کنند.
• ( مؤدبانه ) هیچ چیز برای کسی باقی نگذاشتن
• ( در فقر ) همه چیز را از کسی گرفتن، چیزی برای زندگی باقی نگذاشتن
• ( قدیمی/روستایی ) کنایه از بی مال و نان کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸یک عبارت عامیانه بسیار قدیمی، توهین آمیز و مبتذل است که به وضعیتی اشاره دارد که شخصی چنان فقیر و بدبخت شده که حتی ابتدایی ترین و ضروری ترین وسیله زندگی ( یک لگن برای قضای حاجت ) را هم ندارد. این عبارت معمولاً در شکل منفی ( "not have a pot to piss in" ) به معنای بی نهایت فقیر بودن به کار می رود. شکل دیگر آن "not have a pot to piss in or a window to throw it out of" نیز در متون قدیمی ثبت شده است.
این عبارت در قرن ۱۷ تا ۱۹ در انگلستان و آمریکا رواج داشت و امروزه بسیار کهنه و تا حدی کمدی به نظر می رسد، اما همچنان در متون ادبی یا برای بیان یک تحقیر شدید استفاده می شود.
🔸 مثال ها:
پدرپدربزرگم با هیچ چیز به آمریکا آمد – هیچ مال و منالی نداشت/ مفلس بود، اما یک امپراتوری از صفر ساخت.
به او پول قرض نده. آن پسر هیچ پول و دارایی ای ندارد و هیچوقت پولت را پس نمی دهد.
آن دادخواهی شرکت را آس و پاس/ مفلس کرد. مجبور شدند اعلام ورشکستگی کنند.