🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) طرد کردن، نادیده گرفتن ( عمدی )
• ( اجتماعی ) کسی را از تصمیم گیری یا فعالیت گروه کنار گذاشتن
• ( کاری ) کسی را از مزایا یا اطلاعات محروم کردن
• ( روابط ) تنها گذاشتن، بی توجهی کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The new policy left small businesses out in the cold, giving all the tax breaks to large corporations. "
سیاست جدید، مشاغل کوچک را طرد کرد ( نادیده گرفت ) و تمام معافیت های مالیاتی را به شرکت های بزرگ داد.
"I felt left out in the cold when my coworkers went to lunch without inviting me. "
وقتی همکارانم بدون دعوت از من به ناهار رفتند، احساس طردشدگی ( تنها و بی پناه ) کردم.
"The report left out several important facts, leaving readers out in the cold about the real causes of the accident. "
گزارش چندین واقعیت مهم را حذف کرد و خوانندگان را از علل واقعی حادثه بی خبر ( دور از حقیقت ) گذاشت.
• ( عامیانه ) طرد کردن، نادیده گرفتن ( عمدی )
• ( اجتماعی ) کسی را از تصمیم گیری یا فعالیت گروه کنار گذاشتن
• ( کاری ) کسی را از مزایا یا اطلاعات محروم کردن
• ( روابط ) تنها گذاشتن، بی توجهی کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
سیاست جدید، مشاغل کوچک را طرد کرد ( نادیده گرفت ) و تمام معافیت های مالیاتی را به شرکت های بزرگ داد.
وقتی همکارانم بدون دعوت از من به ناهار رفتند، احساس طردشدگی ( تنها و بی پناه ) کردم.
گزارش چندین واقعیت مهم را حذف کرد و خوانندگان را از علل واقعی حادثه بی خبر ( دور از حقیقت ) گذاشت.
کسی را در سرما بیرون کردن
Leave/shut someone out in the cold: ⤵️
to ignore or not allow someone to become part of a group or an activity; to leave ( someone ) in a bad position; to not give ( someone ) the rights or advantages that are given to others.
... [مشاهده متن کامل]
نادیده گرفتن یا اجازه ندادن کسی به عضویت در یک گروه یا یک فعالیت؛
رها کردن ( کسی ) در موقعیت بد؛
به ( کسی ) حقوق یا امتیازاتی که به دیگران داده می شود را ندادن.
شامل حال نشدن
مشمول نشدن
Example 1: 👇
The changes benefit management but leave the workers out in the cold.
تغییرات به نفع مدیریت است اما کارگران نادیده گرفته می شوند ( اما شامل حال کارگران نمی شود )
Example 2: 👇
You have to make sure you stand out in a company, or they might leave you in the cold when it comes time to handout promotions.
شما باید مطمئن شوید که در یک شرکت متمایز هستید، در غیر این صورت ممکن است زمانِ ترفیع و بخشش نادیده گرفته شوید.
Example 3: 👇
LINDA: Julia, why do you want to shut me out in the cold like this?
JULIA: I wasn't aware that I was.
LINDA: But won't you just talk to me! Oh, please, Julia - -
JULIA: I don't know what there is to say.
LINDA: Never so long as I remember has there been anything we couldn't—
JULIA: If there's been any shutting out done, it's you who've done it, Linda.
LINDA: Me?!
JULIA: Johnny and I have had a difference of opinion, and you're siding with him, aren't you?
LINDA: But he's rightI He's right for you as well as for himself—
JULIA: I think that's for me to decide.
LINDA: Not Father?
JULIA: Father has nothing to do with it.
* Holiday - a play by Philip Barry
لیندا: جولیا، چرا می خوای من رو نادیده بگیری؟
جولیا: من نمی دونستم که دارم همچین کاری می کنم.
لیندا: نمی خوای با من حرف بزنی؟ اوه، لطفا، جولیا—
جولیا: نمی دونم چی باید بگم.
لیندا: تا اونجایی که یادم می یاد هرگز چیزی نبوده که نتونیم—
جولیا: اگه کسی کاری کرده باشه، اون شمایی که من رو نادیده گرفتی، لیندا.
لیندا: من؟!
جولیا: من و جانی اختلاف نظر داشتیم و تو طرفِ اونو گرفتی، اینطور نیست؟
لیندا: اما حق باهاشه.
جولیا: فکر می کنم این رو من بایدتصمیم بگیرم [که قراره باهاش ازدواج کنم نه تو].
لیندا: پدر چطور؟
جولیا: پدر هیچ ربطی به این موضوع نداره.
گفتگوی انتخابی: از نمایشنامه ی #تعطیلات، # اثر فیلیپ بری

... [مشاهده متن کامل]
نادیده گرفتن یا اجازه ندادن کسی به عضویت در یک گروه یا یک فعالیت؛
رها کردن ( کسی ) در موقعیت بد؛
به ( کسی ) حقوق یا امتیازاتی که به دیگران داده می شود را ندادن.
شامل حال نشدن
مشمول نشدن
تغییرات به نفع مدیریت است اما کارگران نادیده گرفته می شوند ( اما شامل حال کارگران نمی شود )
شما باید مطمئن شوید که در یک شرکت متمایز هستید، در غیر این صورت ممکن است زمانِ ترفیع و بخشش نادیده گرفته شوید.
لیندا: جولیا، چرا می خوای من رو نادیده بگیری؟
جولیا: من نمی دونستم که دارم همچین کاری می کنم.
لیندا: نمی خوای با من حرف بزنی؟ اوه، لطفا، جولیا—
جولیا: نمی دونم چی باید بگم.
لیندا: تا اونجایی که یادم می یاد هرگز چیزی نبوده که نتونیم—
جولیا: اگه کسی کاری کرده باشه، اون شمایی که من رو نادیده گرفتی، لیندا.
لیندا: من؟!
جولیا: من و جانی اختلاف نظر داشتیم و تو طرفِ اونو گرفتی، اینطور نیست؟
لیندا: اما حق باهاشه.
جولیا: فکر می کنم این رو من بایدتصمیم بگیرم [که قراره باهاش ازدواج کنم نه تو].
لیندا: پدر چطور؟
جولیا: پدر هیچ ربطی به این موضوع نداره.
گفتگوی انتخابی: از نمایشنامه ی #تعطیلات، # اثر فیلیپ بری
