leave mark on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اثر گذاشتن بر / رد پا گذاشتن
• تأثیر ماندگار داشتن ( بر کسی یا چیزی )
• نشانی از خود به جا گذاشتن
🔸 مثال ها:
• "She has left her mark on the company through years of dedicated service. "
...
[مشاهده متن کامل]

او با سال ها خدمت صادقانه، اثر ماندگاری بر شرکت گذاشته است.
• "The great leaders leave their mark on history. "
رهبران بزرگ، رد پای خود را بر تاریخ می گذارند.
• "His time as a teacher left a lasting mark on all his students. "
دوران معلمی اش تأثیر ماندگاری بر همهٔ شاگردانش گذاشت.
• "The pandemic has left its mark on every aspect of our lives. "
همه گیری کووید بر تمام جنبه های زندگی ما اثر گذاشته است.
🔸 نکته:
این عبارت یعنی تأثیر قابل توجه و ماندگاری بر چیزی یا کسی گذاشتن که به راحتی فراموش نمی شود. این تأثیر می تواند مثبت باشد ( مثل تأثیر یک معلم خوب بر دانش آموزان ) یا منفی ( مثل تأثیر یک فاجعه بر جامعه ) . کلمهٔ "mark" در اینجا به معنی نشان، اثر یا ردپا است و وقتی می گوییم کسی "mark خود را گذاشته"، یعنی آنقدر تأثیرگذار بوده که اثری از خود به جای گذاشته که هنوز دیده یا حس می شود. تفاوت آن با "influence" در این است که "influence" می تواند تأثیر کوتاه مدت یا سطحی باشد، اما "leave a mark" همیشه به معنی تأثیر عمیق و ماندگار است.

Leave mark. علامت گذاری کردن
اثر/تاثیر گذاشتن بر، اثرگذار/تاثیرگذار بودن بر
تاثیر طولانی مدت برروی چیزی یا کسی گذاشتن