leasehold

/ˈliːshoʊld//ˈliːshəʊld/

معنی: مال الاجاره، اجاره داری، زمین اجارهای
معانی دیگر: کرایه داری، داشتن اجاره نامه ی رسمی، ملک اجاره ای، ملک استیجاری
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the holding of a property by lease, or the property so held.

جمله های نمونه

1. People owning leasehold homes will be given a new right to buy the freehold of their property.
[ترجمه ترگمان]آدم هایی که صاحب خانه هستند حق دارند ملک ملک آن ها را بخرند
[ترجمه گوگل]افرادی که در خانه های اجاره ای زندگی می کنند، حق جدیدی برای خرید دارایی خود را به دست می آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His family held the leasehold/had the property on leasehold.
[ترجمه ترگمان]خانواده او the را نگه داشته بودند \/ ملک را در leasehold داشتند
[ترجمه گوگل]خانواده اش دارایی اجاره ای داشت / مالکیت داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I went into a leasehold property at four hundred and fifty pounds rent per year.
[ترجمه ترگمان]من سالانه چهار صد و پنجاه پوند پول اجاره کردم
[ترجمه گوگل]من به اموال اجاره ای در چهار صد و پنجاه پوند اجاره در سال رفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Are those flats freehold or leasehold?
[ترجمه ترگمان]آیا این املاک flats یا اجاره ای است؟
[ترجمه گوگل]آیا این آپارتمانها دارای مالکیت یا اجاره دادن هستند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The present leasehold system affects an estimated three million owners and has been widely condemned as unfair and archaic.
[ترجمه ترگمان]سیستم کنونی leasehold بر سه میلیون مالک تخمین زده می شود و به طور گسترده به عنوان ناعادلانه و کهنه محکوم شده است
[ترجمه گوگل]سیستم اجاره ای موجود حدود 3 میلیون مالک دارد و به طور گسترده ای محکوم شده و به عنوان غیرمنصفانه و غیرقانونی محکوم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The legal title to freehold or leasehold premises can only be held by a maximum of four persons.
[ترجمه ترگمان]عنوان قانونی ملک اربابی و ملکی فقط می تواند توسط حداکثر چهار نفر نگهداری شود
[ترجمه گوگل]مالکیت حقوقی یا مالکیت اجاره دهنده تنها می تواند حداکثر چهار نفر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Leasehold properties - flats in particular are often leasehold, involving detailed terms and conditions which a solicitor will check.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های leasehold - آپارتمان ها به طور خاص اغلب شامل شرایط و شرایطی است که یک مشاور در آن بررسی خواهد شد
[ترجمه گوگل]املاک اجاره ای - آپارتمان ها به طور خاص اجاره می شوند و شامل شرایط و ضوابط دقیقی هستند که یک وکیل می تواند بررسی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Dave Escott bought his flat, leasehold, 5 years ago.
[ترجمه ترگمان]دیو اسکات آپارتمان او را ۵ سال پیش خریداری کرد
[ترجمه گوگل]دیو اسکات 5 سال پیش خانه اش را اجاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Leasehold reform to give new rights to owners of flats.
[ترجمه ترگمان]اصلاح قانون اساسی برای دادن حقوق جدید به صاحبان آپارتمان ها
[ترجمه گوگل]اصلاحات اجاره ای برای دادن حقوق جدید به صاحبان آپارتمان ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The additional property information form is appropriate for leasehold property.
[ترجمه ترگمان]فرم اطلاعات ویژگی اضافی برای مالکیت leasehold مناسب است
[ترجمه گوگل]فرم اطلاعات اموال اضافی مناسب برای اموال اجاره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. When dealing with leasehold property, it is also necessary to deal with the apportionments of any service charge liability.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که با ویژگی leasehold سر و کار دارید، لازم است که با the هر گونه مسیولیت پذیری خدمات سروکار داشته باشید
[ترجمه گوگل]هنگام برخورد با اموال اجاره ای، لازم است که با تقسیم هر گونه مسئولیت خدمت متهم همکاری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The net book value of Banner's leasehold properties comes to £ 82m; the historical cost is £ 054m.
[ترجمه ترگمان]ارزش خالص کتاب of s به ۸۲ میلیون پوند می رسد؛ هزینه تاریخی ۰۵۴ میلیون پوند است
[ترجمه گوگل]ارزش خالص دارایی اجاره بنر بنر به 82 میلیون پوند برسد؛ هزینه تاریخی £ 054m است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Tenure: Leasehold with c. 80 years to run. Vacant possession upon completion of purchase.
[ترجمه ترگمان]Tenure: leasehold با c ۸۰ سال برای دویدن مالکیت معنوی پس از تکمیل خرید
[ترجمه گوگل]حراست: اجاره دار با ج 80 سال برای اجرا داشتن وام پس از اتمام خرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Absolute title also exists to leasehold land, giving the proprietor a guaranteed valid lease.
[ترجمه ترگمان]لقب مطلق نیز برای leasehold زمین وجود دارد و صاحب یک اجاره معتبر است
[ترجمه گوگل]عنوان مطلق نیز برای اجاره زمین اجاره وجود دارد، و به مالک اجاره نامه تضمین شده معتبر می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Second one need to bear leasehold inner electricity, telephone rate, broadband fee.
[ترجمه ترگمان]دوم، نیاز است که برق داخلی، نرخ تلفن و هزینه باند وسیع را تحمل کند
[ترجمه گوگل]دومین مورد نیاز به برق برق اجاره دهنده، نرخ تلفنی، هزینه پهنای باند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مال الاجاره (اسم)
rent, leasehold

اجاره داری (اسم)
tenure, leasehold, tenancy, tenantry

زمین اجاره ای (اسم)
leasehold

تخصصی

[حقوق] حق مستأجر نسبت به مورد اجاره، ملک مورد اجاره، عین مستأجره

به انگلیسی

• rented property, leased real estate
rented, leased, held under a lease
if a building or land is described as leasehold, you can live there or make use of it in return for payment of money as arranged according to a lease.

پیشنهاد کاربران

زمین وقفی
Countryside properties scraps leasehold ground rent rises
BBC. com@
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما