leaner

پیشنهاد کاربران

🔸معادل فارسی:
• لاغرتر، باریک تر
• ( در مدیریت/کسب وکار ) چابک تر، بهینه تر
🔸 مثال ها:
• “After the diet, he looks much leaner. ”
بعد از رژیم، خیلی لاغرتر به نظر میاد.
• “The company became leaner after cutting unnecessary costs. ”
...
[مشاهده متن کامل]

شرکت بعد از کاهش هزینه های اضافی، چابک تر شد.

linear : خطی
leaner : صفت تفضیلی lean، برای معانی بیشتر به مدخل lean رجوع کنید
ناب تر
کارآمدتر
کم سود
اندک هم معنی میدهد
لاغرتر، باریک تر
پلیمر خطی
یکی از انواع ( اشکال ) پلیمر است که خود شامل دو نوع polyprophlene و polystyrene می باشد.
و دو نوع دیگر از انواع ( اشکال ) پلیمر ها شاخه دار ( polyethylene ) و متقاطع ( epoxy ) است.