lean to

/ˈliːntuː//liːntuː/

(معماری)، بام شیروانی که یک سوی آن به ساختمان مجاور تکیه دارد و شیب آن فقط به یک طرف است، هر بام یک سویه، بام متکی، بام یک شیب دار، چارطاقی، ساباط، دارای چارطاقی چار طاقی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: lean-tos
• : تعریف: a crude shelter with one sloping side which also serves as the roof, supported at the high end by trees, posts, or other upright members, and often open on the other ends or sides.
مشابه: lodge

جمله های نمونه

1. The young politician is beginning to lean to the opinions of the workers.
[ترجمه گوگل]این سیاستمدار جوان شروع به گرایش به نظرات کارگران کرده است
[ترجمه ترگمان]این سیاست مدار جوان کم کم به نظرات کارگران متمایل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Catholic vote has tended to lean to the Democrats.
[ترجمه گوگل]آرای کاتولیک ها به سمت دموکرات ها متمایل شده است
[ترجمه ترگمان]رای کاتولیک گرایش به لاغر شدن به دموکرات ها دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The butt part has a higher ratio of lean to bone than the shank part and is often priced higher.
[ترجمه گوگل]نسبت باسن به استخوان نسبت به قسمت ساق پا بالاتر است و اغلب قیمت بالاتری دارد
[ترجمه ترگمان]قسمت باسن نسبت بالاتری نسبت به استخوان ساق دارد و اغلب با قیمت بالاتر قیمت گذاری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Businesses have to be very lean to compete in the international market.
[ترجمه گوگل]کسب و کارها برای رقابت در بازار بین المللی باید بسیار ناب باشند
[ترجمه ترگمان]کسب وکار باید بسیار متمایل به رقابت در بازار بین المللی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Large birds have a more favorable ratio of lean to bone than small ones.
[ترجمه گوگل]پرندگان بزرگ نسبت لاغر به استخوان مطلوب تری نسبت به پرندگان کوچک دارند
[ترجمه ترگمان]پرندگان بزرگ نسبت به استخوان کوچک نسبت به استخوان کوچک، نسبت favorable بیشتری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Lean to your right side, gently easing the waist into that position.
[ترجمه گوگل]به سمت راست خود خم شوید و به آرامی کمر را در آن موقعیت قرار دهید
[ترجمه ترگمان]به سمت راست خود تکیه کنید، به آرامی کمر را به آن سمت آرام کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Instead, you should keep the interface small and lean to keep the amount of data to transfer as small as possible, thus reducing the transfer time [ JDBCPerf].
[ترجمه گوگل]درعوض، باید رابط را کوچک و نازک نگه دارید تا مقدار داده برای انتقال تا حد امکان کم باشد، بنابراین زمان انتقال را کاهش دهید [JDBCPerf]
[ترجمه ترگمان]در عوض، شما باید رابط را کوچک و کوچک نگه دارید تا مقدار داده را تا حد امکان کوچک نگه دارید، در نتیجه زمان انتقال را کاهش دهید [ JDBCPerf ]
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This slight lean to the left is a temporary adjustment, which may result in a sudden bounce back with an overcompensation of a lean to the right.
[ترجمه گوگل]این انحراف جزئی به چپ یک تنظیم موقت است که ممکن است منجر به برگشت ناگهانی به عقب با جبران بیش از حد خم شدن به راست شود
[ترجمه ترگمان]این سبک ضعیف به سمت چپ یک تنظیمات موقتی است که ممکن است منجر به جهش ناگهانی با یک جهش به سمت راست شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I am beginning to lean to the opinions of the chairman.
[ترجمه گوگل]من شروع به تکیه به نظرات رئیس می کنم
[ترجمه ترگمان]کم کم دارم به عقاید رئیس تکیه می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I lean to the group approach.
[ترجمه گوگل]من به رویکرد گروهی گرایش دارم
[ترجمه ترگمان]به رویکرد گروه تکیه می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I lean to the opinion that things are getting worse.
[ترجمه گوگل]من به این عقیده گرایش دارم که اوضاع بدتر می شود
[ترجمه ترگمان]به عقیده من اوضاع دارد بدتر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Lowland trees may lean to this side and that, though it is but a meadow breeze that bends them, or a bank of cowslips from which their trunks lean aslope.
[ترجمه گوگل]درختان دشت ممکن است به این طرف و آن طرف خم شوند، گرچه فقط نسیم چمنزاری است که آنها را خم می کند، یا کرانه ای از گل گاوها که تنه هایشان از آن خم می شود
[ترجمه ترگمان]درختان Lowland ممکن است به این طرف خم شوند، با این که نسیمی است که آن ها را خم می کند، یا یک ساحل of که تنه های بزرگ their را از آن بیرون می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In case of doubt it is best to lean to the side of mercy.
[ترجمه گوگل]در صورت شک، بهتر است به سمت رحمت تکیه کنید
[ترجمه ترگمان]در صورت شک بهتر است که به سوی رحم خم شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In recent years, they lean to export goods with high extra value and high specialization.
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر تمایل به صادرات کالاهایی با ارزش اضافی و تخصص بالا دارند
[ترجمه ترگمان]در سال های اخیر، آن ها به کالاهای صادراتی با ارزش افزوده بالا و تخصص بالا تکیه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[] طاقچه

انگلیسی به انگلیسی

• a lean-to is a shed which is attached to one wall of a house, garage, or other building.

پیشنهاد کاربران

اتاقک تک شیب
اتاقک متصل به یک ساختمان بزرگ
[معماری] سینه دیواری - بام سینه دیواری

بپرس