کسی را وادار به صحبت کردن
🔸 معادل فارسی:
• به کسی تکیه کردن / از کسی کمک خواستن
• تحت فشار گذاشتن کسی / به کسی فشار آوردن
• به کسی متوسل شدن / از کسی یاری جستن
• کسی را زیر فشار گذاشتن ( برای انجام کاری )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
در بافت حمایتی:
• She leaned on her family during the crisis.
او در طول آن بحران به خانواده اش تکیه کرد.
• You can always lean on me for support.
همیشه می توانی برای حمایت به من تکیه کنی.
در بافت فشار:
• The government leaned on the company to drop the lawsuit.
دولت آن شرکت را تحت فشار گذاشت تا شکایت را پس بگیرد.
• Investigators leaned on the witness to change his story.
بازپرسان آن شاهد را تحت فشار گذاشتند تا روایتش را عوض کند.
• به کسی تکیه کردن / از کسی کمک خواستن
• تحت فشار گذاشتن کسی / به کسی فشار آوردن
• به کسی متوسل شدن / از کسی یاری جستن
• کسی را زیر فشار گذاشتن ( برای انجام کاری )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
در بافت حمایتی:
او در طول آن بحران به خانواده اش تکیه کرد.
همیشه می توانی برای حمایت به من تکیه کنی.
در بافت فشار:
دولت آن شرکت را تحت فشار گذاشت تا شکایت را پس بگیرد.
بازپرسان آن شاهد را تحت فشار گذاشتند تا روایتش را عوض کند.