lea

/ˈliː//liː/

معنی: مرتع، چمن زار، علفزار، جلگه سبز، واحد اندازه طول نخ و ریسمان
معانی دیگر: (شعر قدیم) مرغزار، معیار اندازه گیری درازای ریسمان و غیره (ریسمان پشمی: 80 یارد، نخ پنبه یا ابریشم: 120 یارد، پارچه کتانی: 300 یارد)، واحد اندازه طول ن  و ریسمان، (noun) واحد اندازه طول نخ و ریسمان، چمنزار، علفزار، مرتع، جلگه سبز

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an open, usu. grassy piece of land; meadow.
• مشابه: meadow

جمله های نمونه

1. Father Stephen Lea administered the last rites to the dead men.
[ترجمه گوگل]پدر استفان لیا آخرین مراسم را برای مردگان انجام داد
[ترجمه ترگمان]پدر استفان Lea آخرین مراسم تدفین را به افراد مرده اجرا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Lea decided to turn out the attic.
[ترجمه گوگل]لیا تصمیم گرفت اتاق زیر شیروانی را بیرون بیاورد
[ترجمه ترگمان]Lea تصمیم گرفت که اتاق زیر شیروانی را خاموش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Wye Lea is a collection of farm buildings that have been converted into an attractive complex.
[ترجمه گوگل]Wye Lea مجموعه ای از ساختمان های مزرعه است که به یک مجموعه جذاب تبدیل شده است
[ترجمه ترگمان]وای لی، مجموعه ای از ساختمان های مزرعه است که به مجتمع جذابی تبدیل شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lea Anderson is a choreographer who believes in making dance accessible.
[ترجمه گوگل]لی اندرسون یک طراح رقص است که معتقد است رقص را در دسترس قرار دهد
[ترجمه ترگمان]لی اندرسون یک طراح رقص است که به انجام رقص معتقد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Lea Lumber makes plywood parts for furniture makers and other manufacturing concerns.
[ترجمه گوگل]Lea Lumber قطعات تخته سه لا را برای سازندگان مبلمان و سایر فعالیت های تولیدی تولید می کند
[ترجمه ترگمان]لی lumber قطعات plywood را برای سازندگان مبلمان و دیگر نگرانی های تولیدی تهیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The first incestuous kiss between Christine and Lea occurs as the two are reconciled following an argument.
[ترجمه گوگل]اولین بوسه محارم بین کریستین و لیا زمانی اتفاق می افتد که این دو پس از یک مشاجره با هم آشتی می کنند
[ترجمه ترگمان]اولین بوسه غیر مجاز بین کریستین و لی در حالی رخ می دهد که این دو بعد از بحث با یکدیگر آشتی کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Precious, has choreography by Lea Anderson who was the compere for the recent Channel 4 series Tights!
[ترجمه گوگل]Precious، دارای رقص لیا اندرسون است که در سریال اخیر کانال 4 Tights رقصنده بود!
[ترجمه ترگمان]او با \"لی اندرسون\"، که برای چهارمین سری مسابقات کانال ۴ \"Tights\" شرکت کرده بود، طراحی خود را انجام داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The River Doe Lea is much more polluted than all other rivers in the area.
[ترجمه گوگل]رودخانه دو لی بسیار آلوده‌تر از سایر رودخانه‌های این منطقه است
[ترجمه ترگمان]رودخانه لی، خیلی بیشتر از همه رودخانه های دیگر در منطقه آلوده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Lea: Well, Robert still eats his chicken.
[ترجمه گوگل]لیا: خوب، رابرت هنوز مرغش را می خورد
[ترجمه ترگمان]لی: خوب، رابرت هنوز جوجه خود را می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. To be a lea - der, there is a need to continue to innovate and be creative.
[ترجمه گوگل]برای یک رهبر بودن، نیاز به ادامه نوآوری و خلاقیت وجود دارد
[ترجمه ترگمان]برای اینکه \"لیا - درمرو\" بودن، لازم است که به نوآوری خود ادامه دهد و خلاق باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Guidelines for LEA vehicle and its propulsion system design have been validated in mid 2009 by a critical design review.
[ترجمه گوگل]دستورالعمل‌های خودرو LEA و طراحی سیستم محرکه آن در اواسط سال 2009 توسط یک بررسی طراحی انتقادی تأیید شده است
[ترجمه ترگمان]دستورالعمل های مربوط به وسیله نقلیه LEA و طراحی سیستم نیروی محرکه آن در اواسط سال ۲۰۰۹ توسط یک بررسی طراحی انتقادی مورد تایید قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Methods The noise parameter was constructed by using light beat in the pulse oximetry system and the LMS(Lea st Mean Square) adaptive filter was used to eliminate the effect of motion artifact.
[ترجمه گوگل]MethodsThe پارامتر نویز با استفاده از ضربان نور در سیستم پالس اکسیمتری ساخته شد و LMS (Lea st Mean Square) فیلتر تطبیقی ​​برای حذف اثر مصنوع حرکت استفاده شد
[ترجمه ترگمان]روش ها پارامتر نویز با استفاده از ضرب نور در سیستم oximetry پالس ایجاد شد و فیلتر انطباقی تطبیقی برای از بین بردن اثر ابداع حرکت مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The endless lea will purify your thought.
[ترجمه گوگل]لیای بی پایان فکر شما را پاک می کند
[ترجمه ترگمان] چمن بی پایان فکر تو رو تطهیر می کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Red carpet chameleon Lea Michele joins the navy, synching up her midnight sequin gown with inky lacquered nails.
[ترجمه گوگل]آفتاب‌پرست فرش قرمز، لی میشل، به نیروی دریایی ملحق می‌شود و لباس پولکی نیمه‌شب خود را با ناخن‌های لاک‌دار جوهری ترکیب می‌کند
[ترجمه ترگمان]لی میکل، فرش قرمز، به نیروی دریایی می پیوندد و پیراهن sequin نیمه شب خود را با ناخن های لاک دار inky بالا می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Lea Fast, VIENNAI'mvery lucky, and I haven't.
[ترجمه گوگل]لی فست، وین خیلی خوش شانس هستم، و من خوش شانس نبودم
[ترجمه ترگمان]Lea، VIENNAI خوش شانس، و من این کار رو نکردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مرتع (اسم)
grassland, cattle run, pasturage, pastureland, lea, lease

چمن زار (اسم)
meadow, grassland, lea, prairie

علفزار (اسم)
lawn, meadow, pasture, lea, veldt, veld

جلگه سبز (اسم)
lea

واحد اندازه طول نخ و ریسمان (اسم)
lea

تخصصی

[نساجی] نمره نخی کتانی که با روش تر ریسیده شده - لی

انگلیسی به انگلیسی

• female first name; family name; first wife of jacob (biblical); homer lea (1876-1912), united states soldier and author
meadow, field; land used as pasture land for a period of time and then plowed under in order to grow a crop; measure of length (for fabric, yarn, etc.)
unplowed, untilled; plowed but unplanted (of a field)
union, federation
material created from animal skins

پیشنهاد کاربران

نام lea ( با تلفظ لئا ) دختر لابان ( laban ) دائی جاکوب ( با تلفظ های یعقوب، جَیکوب و یاکوب به ترتیب به زبان های عربی، انگلیسی و آلمانی ) در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود در ردیف حروف الفبای لاتین حامل تصویر عددی 1 5 12 میباشد با جمع رقمی 9 و جمع عددی 18 با تلفظ هشت و یک یا یک و هشت مساوی با 9 و حاصل این دو نوع جمع و تلفظ در کنار هم بصورت زوج عددی 99 .
...
[مشاهده متن کامل]

لئا را میتوان بصورت لیا نوشت که در ردیف حروف الفبای فارسی معادل تصویر عددی ۲۷ ۳۲ ۱ میباشد با جمع عددی ۶۰ با تلفظ شصت که معادل تصویر عددی ۱۶ ۱۷ ۴ میباشد با جمع عددی ۳۷ با تلفظ هفت و سه یا سه و هفت مساوی با ۱۰ و این سه عدد با جمع رقمی ۱۹ با تلفظ نُه و یک یا یک و نُه برابر با ۱۰ و حاصل این دو نوع جمع و تلفظات در کنار هم بصورت زوج عددی ۱۰۱۰ و سه عدد ۲۷ ۳۲ ۱ با جمع رقمی ۱۵ با تلفظ پنج و یک یا یک و پنج مساوی با ۶ و در کنار ۶۰ بصورت زوج عددی ۶۶.
لئا را میتوان بصورت لا آ، هم در نظر گرفت. دو حرف لا در ردیف حروف الفبای فارسی معادل تصویر عددی ۲۷ ۱ میباشند با جمع رقمی ۱۰ و با جمع عددی ۲۸ با تلفظ چهار زوج و یک زوج برابر با ده نیمزوج مذکر و موئنث؛ ۵ و ۵ و در کنارهم بصورت ۱۰ ۵۵ و آ ، حرف اول کلمات آسمانی و آفریده شده ( در زبان فارسی آنزمان و این زمان ) ؛ ۱۰ ها یا ۵ و ۵ های آسمانی و یا ۱۰ تائی یا پنج و پنج تائی آفریده شده.
لذا این نام ( لاتین و فارسی ) به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، به دهگانی بودن ملکوتی یا آسمانی هرکدام از افراد انسانی و دو جنسیتی بودن آنها داشته؛ مشتمل بر ۵ گان مردانه و شاهانه و ۵ گان زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه و ۹ گانهای غیبی هرکدام از افراد انسانی که در مقابل حواس پنجگانه ی بیرونی و درونی عضو دنیوی غیب و ناپیدا هستند و یکی از آنها نیمزوج آسمانی و جاودانه ی خاص و ویژه ی همین فرد دنیوی میباشد با جنسیت معکوس یا نیمزوج هترو و همچنین به هفتگانی بودن سامان یا نظام کل گیتیائی، کیهانی یا جهانی داشته در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست که ۶ تای آنها غیبی، برزخی و متافیزیکی اند و نهفته در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی و نه روی سقف فلک الافلاک اوهامی، ابهامی و خرافی آئینی و دینی و مذهبی.
لابان ( برادر ربکّا ( rebekka ) زن ایساّک و مادر جاکوب ) میدانسته است که آبراهام یا ابراهیم سومری و فارسی زبان به آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، باور داشته است.
بر اساس مندرجات کتاب دینی قوم یهود، ایسا یا عیسی از نسل فرزندان راحل یا راهل ( rahel ) یعنی بنیامین و یوسف نمیباشد بلکه از نسل فرزند چهارم لئا به نام یودا.

local educational agency ( LEA )
سازمان آموزش محلی
آژانس آموزش محلی