layering


کامپیوتر : لایه بندى
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Rich colors, luscious textures, and inventive layering are giving women more options in hosiery than in past seasons.
[ترجمه ترگمان]رنگ های غنی، بافت های luscious، و لایه بندی مبتکرانه، به زنان گزینه های بیشتری را در hosiery نسبت به فصل های گذشته می دهند
[ترجمه گوگل]رنگ های پرطرفدار، بافت های خوش طعم و لایه بندی نوآورانه، زنان بیشتری را در جوراب های جوراب می گذارند نسبت به فصول گذشته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. But spiking the sugar with vinegar, and layering distortion over melody, is the Alternative Formula nowadays.
[ترجمه ترگمان]اما میخ کردن شکر با سرکه و ایجاد تغییر در ملودی، فرمول جایگزین این روزها است
[ترجمه گوگل]اما شکر با سرکه، و تحریف لایه بندی شده بر روی ملودی، امروزه فرمول جایگزین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The layering is disrupted by small scale displacement along fault planes.
[ترجمه ترگمان]لایه بندی، با جابجایی در مقیاس کوچک در امتداد صفحات معیوب، مختل می شود
[ترجمه گوگل]لایه بندی شده توسط جابجایی در مقیاس کوچک در امتداد خطوط گسل ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We are acutely sensitive to sedimentary layering, perhaps because of our origins in prehistory?
[ترجمه ترگمان]ما به layering رسوبی بسیار حساس هستیم، شاید به خاطر origins در دوران ماقبل تاریخ؟
[ترجمه گوگل]شاید به دلیل ریشه های ما در پیش از تاریخ، ما به لایه رسوبی حساسیت می کنیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Carl Orff uses such multi-voiced layering to excellent effect, yet retains great simplicity, clarity, and directness.
[ترجمه ترگمان]کارل Orff از این نوع لایه بندی چند جانبه به اثر بسیار عالی استفاده می کند، با این حال سادگی، وضوح و صراحت بالایی را حفظ می کند
[ترجمه گوگل]کارل اورف از چنین لایه بندی چند لمسی برای اثر بسیار عالی استفاده می کند، با این وجود سادگی، وضوح و مستقیم بودن را حفظ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Layering is vital so good thermal vests and long johns are a must.
[ترجمه ترگمان]Layering بسیار حیاتی است، به همین دلیل جلیقه گرمایی خوب و johns بلند یک اجبار هستند
[ترجمه گوگل]لایه بندی حیاتی است بنابراین جلیقه های حرارتی خوب و johns طولانی باید باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Serpentine layering Climbers such as clematis, jasmine, wisteria and honeysuckle root wherever their long pliable stems touch the soil.
[ترجمه ترگمان]در هر جایی که ساقه های بلند و نرم آن ها به خاک می رسد، climbers مانند clematis، یاسمن، wisteria و honeysuckle ریشه دارد
[ترجمه گوگل]صخره نوردی صخره نوردی مانند کلاسیک، یاسمن، وستریا و ریشه ساقه خوک هر جا که ساقه های طولانی آن را لمس می کنند، خاک را لمس می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Traditionally, the layering process ends in late autumn with the addition of fresh pineapple chunks.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، فرآیند لایه بندی در اواخر پاییز با اضافه کردن تکه های آناناس تازه به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، فرآیند لایه برداری با پایان دادن به اجسام تازه آناسه به پایان می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The magmatic layering and structures prove that the ophiolite was tilted towards northwest with imbricated sequence.
[ترجمه ترگمان]لایه بندی ظریف و ساختارها ثابت می کند که the با توالی imbricated به سمت شمال غربی متمایل شده است
[ترجمه گوگل]لایه بندی و سازه های ماگمایی نشان می دهد که افیولیت به سمت شمال غرب با پیچیده جور شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This form of layering does have its own drawbacks because its bakes in assumptions of location agnosticity and synchronicity of invocation into the higher order service units.
[ترجمه ترگمان]این نوع لایه بندی، اشکالات خود را دارد زیرا در فرضیات مکان agnosticity و انطباق با واحدهای خدمات درجه بالاتر منطبق است
[ترجمه گوگل]این شکل لایه بندی دارای نقایص خاص خود است، زیرا آن را در فرضیات آگنوستیک موقعیت و همچندی بودن فراخوانی در واحدهای خدماتی مرتبه بالاتر قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. By lifting and layering her hair, Michael created a lighter frame for her face.
[ترجمه ترگمان]مایکل با بلند کردن و لایه بندی کردن موهایش یک قاب روشن تر برای صورتش ایجاد کرد
[ترجمه گوگل]مایکل با بلند کردن و راندن موهایش یک قاب سبک تر را برای چهره اش ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Corylus heterophylla vegetative propagation was relatively difficult, layering method was mainly used at present,[sentence dictionary] but low coefficient of propagation limited mass production of its seedlings.
[ترجمه ترگمان]corylus گیاهی corylus heterophylla نسبتا سخت بود، روش لایه بندی به طور عمده در حال حاضر، [ فرهنگ لغت [ جمله ] مورد استفاده قرار گرفت، اما ضریب پایین انتشار، تولید انبوه محدودی از نهال ها را محدود کرد
[ترجمه گوگل]انتشار کریولوس هتروفیللا نسبتا دشوار بود، روش لایه بندی شده در حال حاضر [واژه لغت واژه] عمدتا مورد استفاده قرار گرفت، اما ضریب کم تولید انبوه توده تولید نهال آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Layering sheers is anther way to help conceal what is underneath.
[ترجمه ترگمان]Layering sheers anther است که به پنهان کردن آنچه در زیر آن است کمک کند
[ترجمه گوگل]انعطاف پذیری لایه ها راه منفی برای کمک به پنهان کردن آنچه در زیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Commonly used cuttage, engraft and layering are progenitive, also can sow.
[ترجمه ترگمان]engraft و لایه بندی، که عموما به کار می روند، progenitive هستند و هم چنین می توانند بکارند
[ترجمه گوگل]بذرهای معمولی استفاده می شود، جذب و لایه بندی می شوند، همچنین می توانند بپزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Image layering support - move stacked pictures forward and backward, useful for creating a picture gallery web page.
[ترجمه ترگمان]لایه بندی تصاویر، تصاویر را به سمت جلو و عقب روی هم انباشته، و برای ایجاد یک صفحه وب گالری تصویر مفید است
[ترجمه گوگل]پشتیبانی لایه بندی تصویر - حرکت تصاویر انباشته به جلو و عقب، مفید برای ایجاد یک صفحه وب گالری عکس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] لایه بندی .

به انگلیسی

• process of pouring many layers of soap (in soap making); method of inducing a twig to root while still attached to the parent plant (gardening); conduct involving incorrectly changing or layering clothes on top of each other

پیشنهاد کاربران

لایه گذاری

[گیاه]
رویش ، ریشه زَنی ، ریشه دِهی ، ریشه رویی
layering ( کشاورزی - علوم باغبانی )
واژه مصوب: خواباندن
تعریف: یکی از روش های تولیدمثل گیاهان که در آن شاخۀ گیاه بدون جدا شدن از گیاهِ مادر ریشه‏دار شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما