lay away

/ˈleɪəˈweɪ//leɪəˈweɪ/

معنی: کنار گذاشتن، انداختن
معانی دیگر: 1- اندوختن، (برای مصرف آینده) انباشتن 2- (کالا و غیره را) برای تحویل دادن در آینده کنار گذاشتن، فروختن (و تا هنگام تحویل بعدی) انبار کردن 3- مدفون شدن، خرید قسطی به این ترتیب: کالا کنار گذاشته می شود و پس از پرداخت همه ی قیمت به خریدار تحویل می شود

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a plan to buy something from a store by paying a part of the price every week. You get the thing after you have paid the whole price.

- If you don't have the money for the coat now, you can buy it on layaway.
[ترجمه گوگل] اگر الان پول مانتو ندارید، می‌توانید آن را در لای‌وی بخرید
[ترجمه ترگمان] اگه الان پول نیم تنه رو نداشته باشی، می تونی هر چیزی که بخوای بخری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The students laid away their books to do morning exercises.
[ترجمه گوگل]دانش‌آموزان کتاب‌های خود را کنار گذاشتند تا تمرینات صبحگاهی را انجام دهند
[ترجمه ترگمان]دانش آموزان کتاب های خود را برای انجام تمرینات صبحگاهی کنار گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. John was laid away in his favorite spot on the hill.
[ترجمه گوگل]جان در محل مورد علاقه خود در تپه خوابیده شد
[ترجمه ترگمان]جان روی تپه مورد علاقه اش قرار گرفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He tried to lie away her reputation.
[ترجمه گوگل]سعی کرد آبروی او را از بین ببرد
[ترجمه ترگمان]سعی کرد شهرتش را از دست ندهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She laid away some money for future use.
[ترجمه گوگل]او مقداری پول برای استفاده در آینده گذاشت
[ترجمه ترگمان]او برای استفاده آینده مقداری پول کنار گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She asked the salesgirl to lay away the rest of the knitting wool.
[ترجمه گوگل]او از دختر فروشنده خواست که بقیه پشم بافندگی را کنار بگذارد
[ترجمه ترگمان]از the خواست که باقی پشمی بافتنی را کنار بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The store would be glad to lay away this dress for you till Christmas.
[ترجمه گوگل]فروشگاه خوشحال می شود که این لباس را تا کریسمس برای شما بگذارد
[ترجمه ترگمان]فروشگاه خیلی خوشحال می شود که این لباس را تا کریسمس برایت نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It is difficult to lay away money now be cause of the inflation.
[ترجمه گوگل]اکنون دشوار است که پول را به دلیل تورم کنار بگذاریم
[ترجمه ترگمان]کنار گذاشتن پول در حال حاضر مشکل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Squirrels lay away nuts for use in winter.
[ترجمه گوگل]سنجاب ها آجیل را برای استفاده در زمستان می گذارند
[ترجمه ترگمان]سنجاب ها به خاطر استفاده از زمستان تخم سگ را از دست می دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Go the Servi ? ce Desk and ask to put a bag of M &? M's on lay away.
[ترجمه گوگل]برو سرویس؟ ce میز و درخواست برای قرار دادن یک کیسه از M ,؟ M در حال استراحت است
[ترجمه ترگمان]the \"ها؟\" اون میز پذیرش و می خوای یه کیسه از \"M\" رو بپوشی؟ و لم کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کنار گذاشتن (فعل)
shunt, reserve, deposit, overrule, bypass, shelf, lay away, pretermit

انداختن (فعل)
drop, relegate, souse, put, hitch, toss, launch, cast, sling, thrust, lay away, fell, throw, fling, hurl, hurtle, delete, omit, shovel, hew, jaculate

انگلیسی به انگلیسی

• making a purchase with payments by installments; item bought using a layaway plan

پیشنهاد کاربران

حسن پیش خرید این است که با اینکه کل پول کالا را در حال حاضر ندارید، فروشنده کالا را برای شما کنار می گذارد
به یک سیستم خرید اشاره دارد که در آن مشتری یک کالا را رزرو می کند و سپس هزینه آن را به صورت اقساطی پرداخت می کند. در این روش، کالا تا زمانی که پرداخت کامل نشده باشد، در فروشگاه نگهداری می شود و مشتری نمی تواند آن را تحویل بگیرد.
...
[مشاهده متن کامل]

کالوکیشن های layaway :
1. layaway plan – برنامه پیش خرید
2. layaway purchase – خرید به صورت پیش خرید
3. put something on layaway – چیزی را روی پیش خرید قرار دادن
4. layaway option – گزینه پیش خرید
5. layaway balance – باقی مانده پیش خرید
6. layaway item – کالای پیش خرید
7. pay off layaway – تسویه حساب پیش خرید
جملات با ترجمه:
1. I decided to put the new television on layaway since I couldn’t afford it all at once.
من تصمیم گرفتم تلویزیون جدید را روی پیش خرید قرار دهم چون نتواستم همه مبلغ را یکجا پرداخت کنم.
2. The store offers a layaway plan for customers who need time to pay for big - ticket items.
فروشگاه یک برنامه پیش خرید برای مشتریانی که به زمان بیشتری برای پرداخت اجناس گران قیمت نیاز دارند، ارائه می دهد.
3. After paying off my layaway balance, I finally got to take home the sofa I had been eyeing for weeks.
بعد از تسویه باقی مانده پیش خرید، بالاخره تونستم مبل رو که هفته ها دنبالش بودم، به خانه ببرم.
4. I was able to buy the phone using a layaway option, and now I’m paying in installments.
من تونستم از گزینه پیش خرید استفاده کنم و حالا دارم به صورت اقساط پرداخت می کنم.
5. The store had a special promotion where customers could use layaway for holiday gifts.
فروشگاه یک پیشنهاد ویژه داشت که مشتریان می توانستند برای هدایا تعطیلات از پیش خرید استفاده کنند.

A system of paying for goods in small amounts and receiving the goods after the full amount has been paid
?Exp:could I buy the dress on layaway
به خاک سپردن:They laid mu uncle away last week.
طرح پرداخت اقساطی