laws

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. laws are necessary for civilized life
قوانین برای زندگی متمدن ضروری می باشند.

2. laws fallen into desuetude
قوانینی که منسوخ شده اند

3. laws inimical to freedom
قوانین مغایر آزادی

4. laws pertaining to divorce
قوانین راجع به طلاق

5. laws that have endured for centuries
قوانینی که قرن ها پابرجا مانده است.

6. laws whose aim was to disfranchise blacks
قوانینی که هدف آن محروم کردن سیاهان از حق رای بود

7. child-labor laws
قوانین وابسته به کار خردسالان

8. cosmic laws are the foundations of the science of physics
قوانین کیهانی پایه های علم فیزیک را تشکیل می دهند.

9. dead laws
قوانین منسوخ

10. extinct laws
قانون های منسوخ

11. game laws
قوانین (مربوط) به شکار

12. ignoble laws
قوانین خفت آور

13. labor laws
قوانین کار

14. lax laws
قوانین ملایم و پر ارفاق

15. lenient laws
قوانین ملایم

16. man-made laws and divine laws
قوانین بشری و قوانین الهی

17. maritime laws
قوانین دریانوردی

18. punitive laws
قوانین کیفری

19. statutory laws
قوانین کیفری

20. tax laws
قوانین مالیاتی

21. tax laws have been adhered to
از قوانین مالیاتی پیروی شده است

22. the laws of decorum required that no blood be shed on the greek stage
اصول نزاکت چنین اقتضا می کرد که در صحنه ی نمایش های یونان هیچگونه خونریزی صورت نگیرد.

23. the laws of each country differ from those of another
قوانین هر کشور با قوانین کشور دیگر فرق دارند.

24. the laws of health
قوانین بهداشت

25. the laws of nature
قوانین طبیعت

26. the laws of nature are not mutable
قوانین طبیعت تغییر پذیر نیست.

27. the laws relating to the admission or exclusion of aliens
قوانین مربوط به راه دادن یا ندادن خارجیان

28. tort laws
قوانین مربوط به صدمه و خسارت

29. tough laws
قوانین شداد

30. traffic laws
قوانین رفت و آمد (رانندگی)

31. antitrust laws
قوانین ضد انحصار (برای کنترل کارتل ها و تراست ها)

32. dietary laws
(در برخی مذهب ها) قوانین مربوط به حلال و حرام بودن خوراک

33. licensing laws
(انگلیس) قوانین مربوط به محل و زمان فروش نوشیدنی های الکلی

34. draconian labor laws
قوانین ستمگرانه کار

35. the everlasting laws that govern the universe
قوانین جاودانی که جهان را اداره می کنند

36. the french laws that are still extant in louisiana
قوانین فرانسه که هنوز در لوئیزیانا برقرار است.

37. the immutable laws on nature
قوانین تغییر ناپذیر طبیعت

38. the physical laws that rule this ephemeral world
قوانین طبیعی حاکم بر این دنیای فانی

39. amenable to the laws of physics
تحت تاثیر قوانین فیزیک،آزمون پذیر توسط قوانین فیزیک

40. he believed that laws modify conduct
او معتقد بود که قانون رفتار را تعدیل می کند.

41. he breaks the laws with perfect impunity
او با مصونیت کامل قوانین را می شکند.

42. reform of the laws
اصلاح قوانین

43. the observance of laws
رعایع قوانین

44. the parliament legislates laws and the government executes them
مجلس قوانین را وضع می کند و دولت آن را اجرا می کند.

45. the parliament makes laws and the government implements them
مجلس قانون وضع می کند و دولت آن را اجرا می کند.

46. the parliament passes laws and the government executes them
مجلس شورا قانون وضع می کند و دولت آن را اعمال می کند.

47. to hand down laws
قانون گذاری کردن

48. a good citizen observes laws
شهروند خوب قانون ها را رعایت می کند.

49. he ordered all the laws to be codified systematically
او دستور داد که کلیه ی قوانین را به صورت مجموعه ای تنظیم کنند.

50. liable to the driving laws of this state
مشمول قوانین رانندگی این کشور

51. some of those archaic laws were in need of modification
برخی از آن قوانین کهنه نیاز به تعدیل داشتند.

52. the derivation of human laws from natural laws
نشات گرفتن قوانین بشری از قوانین طبیعی

53. the legislation of good laws
گذراندن قوانین خوب

54. the legislative branch enacts laws and the executive branch carries these laws out
قوه ی مقننه قانون وضع می کند و قوه ی مجریه این قوانین را به اجرا درمی آورد.

55. we will enforce the laws without regard to race or religion
قوانین را بدون در نظر گرفتن نژاد یا مذهب اجرا خواهیم کرد.

56. you can't flout the laws
شما نمی توانید قوانین را نادیده بگیرید.

57. a comparison of slavery abolition laws in iran and america
مقایسه ی قوانین الغای بردگی در ایران و امریکا

58. he wants to liberalize immigration laws
او می خواهد از سختی و شدت قوانین مهاجرت بکاهد.

59. the country's crazy quilt tax laws
قوانین درهم و برهم مالیات کشور

60. the displacement of the old laws by the new
جایگزینی قوانین جدید به جای قوانین قدیمی

61. the vigorous enforcement of the laws
اجرای قاطعانه ی قوانین

62. they relaxed the rigid immigration laws
آنان قوانین شدید مهاجرت را ملایم کردند.

63. he was impelled to resist oppressive laws
او فطرتا در برابر قوانین ظالمانه مقاومت می کرد.

64. the demonstration of one of the laws of physics
اثبات یکی از قوانین فیزیک

65. they followed the ancient and inscrutable laws of their ancestors
آنان از قوانین کهن و غیر قابل درک اجداد خود پیروی می کردند.

66. they were disposed to violate the laws and start an insurrection
آنان مستعد قانون شکنی و شورش بودند.

67. corruption and discrimination had emasculated the country's laws
فساد و تبعیض قوانین کشور را سست کرده بود.

تخصصی

[فوتبال] قوانین
[ریاضیات] ترکیب قوانین، ترکیب قوانین توزیع های دوجمله ای، ترکیب قوانین توزیع های نرمال، ترکیب قوانین توزیع های نمایی

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما