law of the fish

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قانون جنگل ( قانون حاکم بر طبیعت که در آن قوی، ضعیف را می بلعد )
• قانون حاکمیت زور ( جامعه ای که در آن عدالت و قانون جایگاهی ندارد )
• وضعیت آنارشی و هرج و مرج
• بازار داغِ شکارِ کوچک توسط بزرگ ( در حوزه تجارت و استارتاپ ها )
...
[مشاهده متن کامل]

یک مفهوم باستانی هندی است که ریشه در متون سانسکریت ( به ویژه ارته شاستر ) دارد و توسط فیلسوف چاناکیا ( مشاور چاندراگوپتا مائوریا ) ترویج شده است. این اصطلاح در زبان انگلیسی تحت عنوان قانون جنگل ( Jungle Law ) ترجمه می شود.
🔸 مثال ها:
f a country has no functioning judiciary and a weak police force, the law of the fish takes over. The strong prey on the weak, and chaos replaces order.
اگر کشوری سیستم قضایی فعال و نیروی پلیس ضعیفی نداشته باشد، قانون جنگل حاکم می شود. قدرتمندان از ضعیفان سوءاستفاده می کنند و هرج ومرج جای نظم را می گیرد. ( در تجارت و استارتاپ )
In the startup world, it's a law of the fish; the big corporations swallow the smaller innovators.
در دنیای استارتاپ ها، قانون جنگل حاکم است؛ شرکت های بزرگ، مبتکران کوچک تر را می بلعند.
On the dark web, there is no court to protect you. It's a pure law of the fish environment where hackers eat the careless and the naive.
در وب تاریک، هیچ دادگاهی از شما محافظت نمی کند. یک محیط ناب با قانون جنگل است که در آن هکرها افراد بی احتیاط و ساده لوح را شکار می کنند.